X
تبلیغات
ترانه خانه - *متن آهنگ های معین

مردم از معین


شمالم تا جنوبم عشق، چه خاک و گندمي دارم

صدام ياري کنه بايد، بگم چه مردمي دارم

بگم اين حق هيچکس نيست که با ثروت فقير باشه

کسي که فرش مي بافه نبايد رو حصير باشه

اگر چه سختي از انسان يه کوه درد مي سازه

ولي از مردم ما درد، داره يک مرد مي سازه

شمالم تا جنوبم عشق، چه خاک و گندمي دارم

صدام ياري کنه بايد، بگم چه مردمي دارم

نگا کن بچه هاي کار چجور تو آب و آتيشن

توي اين روزهاي سخت کمک خرج پدر مي شن

من و تو مردمي هستيم که گنج از رنج مي سازيم

به اين تاريخ خورشيدي به اين فرهنگ مي نازيم

من و تو مردمي هستيم که آينده تو مشت ماست

که از هفتاد نسل قبل هزار اسطوره پشت ماست

شمالم تا جنوبم عشق، چه خاک و گندمي دارم

صدام ياري کنه بايد، بگم چه مردمي دارم


برچسب‌ها: معین, متن آهنگ های معین, دانلود آهنگ مردم از معین, متن آهنگ مردم معین
+ نوشته شده در شنبه 21 بهمن1391ساعت 23:57 توسط ya3r |

آهنگ پریچهر از معین


میخونم به هوای تو پریچهر

چقدر خالیه جای تو پریچهر

دلم کرده هوایت وای پریچهر

دلم تنگ برایت

تو رو میطلبم لحظه به لحظه

توئی تاب و تبم لحظه به لحظه

چشات شهر منه که شهر قصست

برای هر شبم لحظه به لحظه

تو از هزار و یک شبی پریچهر

به جز تو زندگی هیچه پریچهر

یه دنیا همه هیچه وای پریچهر

دنیا بی تو هیچه

من از نگاه تو شب و شناختم

غزل دیدم و عاشقانه ساختم

تو هر بیت غزل قصه ی چشمات

دلم قافیه شد قافیه باختم

شب چشم تو قیمتی ترینه

به انگشتر عمر من نگینه

همه دنیای من فقط همینه

همین شرقی ترین شهر زمینه

تو از هزار و یک شبی پریچهر

به جز تو زندگی هیچه پریچهر

یه دنیا همه هیچه وای پریچهر

دنیا بی تو هیچه

تو معجون گل و مخمل نوری

پریواره ی قصه های حوری

تموم قصه ها بی تو میمیرن

که تو حوصله ی سنگ صبوری

تو رو میطلبم لحظه به لحظه

توئی تاب و تبم لحظه به لحظه

چشات شهر منه که شهر قصست

برای هر شبم لحظه به لحظه

تو از هزار و یک شبی پریچهر

به جز تو زندگی هیچه پریچهر

یه دنیا همه هیچه وای پریچهر

دنیا بی تو هیچه

تو رو میطلبم لحظه به لحظه

توئی تاب و تبم لحظه به لحظه

چشات شهر منه که شهر قصست

برای هر شبم لحظه به لحظه

تو از هزار و یک شبی پریچهر

به جز تو زندگی هیچه پریچهر

یه دنیا همه هیچه وای پریچهر

دنیا بی تو هیچه


برچسب‌ها: معین, پریچهر
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 14:29 توسط ya3r |



بــــاز
ای الهه ی ناز
با دل من بســـاز
کین غم جان گداز
برود ز برم

گــــــر
دل من نیاسود
از گناه تو بود
بیا تا ز سر
گنهت گذرم

بــــاز
می کنم دست یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز
ز خاطر ببرم

گــــر
نکند تیر خشمت دلم را هدف
به خدا همچون مرغ پر شور و شعف
به سویت بپرم

آنکه او ز غمت دل بندد چون من کیست
ناز تو بیش از این بهر چیست

تو الهه نازی، در بزمم بنشین
من تو را وفادارم، بیا که جز این
نباشد هنرم

این همه بی وفایی ندارد ثمر
به خدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثرم


برچسب‌ها: الهه ناز, معین
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 14:28 توسط ya3r |

آهنگ خالق از معین


ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی

منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن

تو اون ابر بلندی كه دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل نوری كه هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی كه هرگل بهارو از تو داره
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره

منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن

ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی

تو آخرین كلامی كه شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون كه شوكت عشق بمونه كه قصه گوی عشقی
نگو كه حرمت عشق شكسته تو آبروی عشقی

منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن

ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی

منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن

ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی


برچسب‌ها: خالق, معین
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 14:26 توسط ya3r |

آهنگ کفتر کاکل به سر معین


کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

بگو به یارم نکن آزارم

بگو برگرده چشم به راشم من

خاطر خاشم من چشم به راشم من

خاطر خاشم من

من برات هر چی میگفتم همه از دل بود

همه از دل بود همه از دل بود

تو برام هر چی میگفتی همه باطل بود

همه باطل بود همه باطل بود

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

بگو به یارم که دوسش دارم

بگو برگرده چشم به راشم من

 خاطر خاشم من چشم به راشم من

خاطر خاشم من

من برات هر چی میگفتم همه از دل بود

همه از دل بود همه از دل بود

تو برام هر چی میگفتی همه باطل بود

همه باطل بود همه باطل بود

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

بگو به یارم که دوسش دارم

بگو برگرده چشم به راشم من

خاطر خاشم من

چشم به راشم من خاطر خاشم من

من برات هر چی میگفتم همه از دل بود

همه از دل بود همه از دل بود

تو برام هر چی میگفتی همه باطل بود

همه باطل بود همه باطل بود

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

کفتر کاکل به سر های های

این خبر از من ببر وای وای

بگو به یارم که دوسش دارم

بگو برگرده چشم به راشم من

خاطر خاشم من

چشم به راشم من

خاطر خاشم من


برچسب‌ها: معین, کفتر کاکل به سر
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 14:25 توسط ya3r |

متن آهنگ ارباب وفا از معین


بیا با من بزن جام

بیا بخون تو چشمام

که با تو شاد شعرام

که بی تو خیلی تنهام

 گرفتار تو هستم

نگهدار تو هستم

به من تکیه کن از عشق

که من یار تو هستم

که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی

ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی

حیف است عزیزم که تو با این همه احساس

این پاکترین عشق خدا را نشناسی  ما را نشناسی

بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس

تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس

پنهون نشو از من گریزون نشو از من

دور تو بگردم روگردون نشو از من

روگردون نشو از من

حیف است که ارباب وفا را نشناسی

ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی

حیف است عزیزم که تو با این همه احساس

این پاکترین عشق خدا را نشناسی  ما را نشناسی


برچسب‌ها: معین, ارباب وفا, متن آهنگ های معین
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 21:48 توسط ya3r |

شراب

برو برو که خسته ام از شکستنم
من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو
بیزارم از نامت به لب آوردنم
آ........ه
یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو
ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم
بیا که جون نسپردم
بیا که جون نسپردم
میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم
ندیدمت که ندیدم
ندیدمت که ندیدم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:34 توسط ya3r |

بت پرست

شده ام بت پرست تو ، تو ، تو ، تو ...
شده ام بت پرست تو ، تو ، تو ، تو ...

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو
به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو
آه ، شده ام جام دست تو

به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سينه ميزنم
به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم
آه ، بت روی تو بشکنم

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو
به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو
آه ، شده ام جام دست تو

به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سينه ميزنم
به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم
آه ، بت روی تو بشکنم

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

عزيزم كاسه چشمم سرايت
ميون هر دوچشمم جاي پايت

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:33 توسط ya3r |

تو مگه قلب منی

اونقدرعاشق میشم
عاشق میشم
عاشق میشم
عاشق میشم
عاشق میشم ...

اونقدر از تو میگم که به یمن اسم تو
توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق
بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدی رو شکستی

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
آخه تو خودت گلی ، چه قشنگه دیدنت

میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
گل خجالت میکشه از تو و خندیدنت

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدی رو شکستی

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:33 توسط ya3r |

به تو گفتم نگفتم

به تو گفتم منو عاشق نکن ديوونه ميشم
منو از خونه آواره نکن بي خونه ميشم
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!
خطر کردي نترسيدي منو دلداده کردي
تو کردي هرچي با اين ساکته افتاده کردي
ديگه از کوچهء من راهه برگشتن نداري
منم دوست و منم دشمن کسي جز من نداري
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!
نگفتم دل من بي اعتباره
اگه عاشق بشه پروا نداره
نمي فهمه خطر اين مرغ بيدل
قفس ميشکنه ميره تا ستاره
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!
به تو گفتم اگه مستم کني مثل پرنده
ديگه از من نپرس مستيه عاشق چون و چنده
چنان دلسوخته ميزنم به اسمت زير آواز
که آوازهء من راهه فرارتو ببنده
به تو گفتم!!!
نگفتم؟!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:31 توسط ya3r |

وقتی تو با من نیستی

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

از من اگر کوهم، اگر خورشید، اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چی می ماند
بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را
غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند

وقتی تو با من نیستی از من که می پرسد
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:31 توسط ya3r |


دلم تنگته


با حسِ عجیبی با حال غریبی دلم تنگته
پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه، بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی، یه جور قشنگی دلم تنگته
تو جایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و، همه دل پَریشَن
دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت، که کهنه نمیشن
دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن
یه شب شد هزار شب که خاموش و خوابن چراغای روشن

منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته
با چشمای نمناک، تر و ابری و پاک دلم تنگته
ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته - دلم تنگته

یه شب شد هزار شب، که دلغنچه ی ما قرار بوده وا شه
تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه، به کامم نباشه
چه قدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری
کجا کی کدوم روز، منو با تمام دلت می پذیری

منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته
با چشمای نمناک، تر و ابری و پاک دلم تنگته
ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته - دلم تنگته





ترانه سرا: مریم دلشاد

آهنگساز:بابک زرین
تنظیم کننده: آرتاشست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:30 توسط ya3r |

همدم

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:29 توسط ya3r |

خون سیاوش

وای اگه خون سیاوش ، دامنه شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم ، سهراب قصه بمیره(سهراب قصه بمیره)
وای اگه درفش کاوه ، بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید ، خسرویی بیفته رو خاک

وای اگه کمونه آرش بشکنه به دسته کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگه فرهاد و ببینه
دیگه از غروره این خاک ، چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز ، چه کسی قصه میخونه

کاشکی از بغضه دماوند ، خون نشه قلبه ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب ، توی کوچه پا نزاره
کاشکی از چشمای مجنون ، خوابه لیلی رو نگیرن
کاش فرشته با یه عاشق ، توی آسمون نمیرن(توی آسمون نمیرن)

وای اگه کمونه آرش بشکنه به دسته کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگه فرهاد و ببینه
دیگه از غروره این خاک ، چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز ، چه کسی قصه میخونه

غمه سردارایه جنگل ، به دل خزر میمونه
دوباره خروشه کارون، قلب شب رو میسوزونه
چشمای معصومه زرتشت از یاده ارس نمیره
قلعه ها میریزن اما ،بغضه بابک نمیمیره

دیگه از غروره این خاک ، چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز ، چه کسی قصه میخونه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:29 توسط ya3r |

قسم به عشق

بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه می زد ناله بر لبهای من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز آهنگ تو داشت

تو شادی گذشتمی، بخت سعید رفتمی
تو این هیاهوی غریب، بهونه قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم، حرفتو باور ندارم
اشتباه می کنی باز هم اشتباه می کنی باز هم
دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو
چرا تو تنها می ذاری دستهای سرد خستمو
بیا که با صدای تو، مهر سکوت رو می شکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد می زنم

دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:28 توسط ya3r |

محض رضای خدا

محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا
گفتي تا روز پيري . تا وقتي که بميري
تا دنيا دنيا باشه پيشم مي موني و نمي ري
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا

بگو با که هستي . حالا کي و مي پرستي
دستاي گرمت و گذاشتي تو چه دستي
تو تاريکي شبهاي من زار .بگو شمع شب افروز که هستي
تو تاريکي شبهاي من زار .بگو شمع شب افروز که هستي
که هستي
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا
گفتي تا روز پيري . تا وقتي که بميري
تا دنيا دنيا باشه پيشم مي موني و نمي ري
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا

بگو با که هستي . حالا کي و مي پرستي
دستاي گرمت و گذاشتي تو چه دستي
تو تاريکي شبهاي من زار .بگو شمع شب افروز که هستي
تو تاريکي شبهاي من زار .بگو شمع شب افروز که هستي
که هستي
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
بعد يه عمر اشنايي چرا گشتي جدا

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:27 توسط ya3r |

راز

چشمای تو نور کوچه باغ روز
چشمای من ظلمت شب نیاز
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت طول و درازی داشتیم
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت طول و درازی داشتیم

اما پس اون آشنایی
اون هم دلی اون هم زبانی
از گرد راه امد جدایی

رفتی و چشم برام گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی

کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد
کاشکی چشامون باز تو چشم هم می افتاد

امروز اگه تاریک و خاموش وسیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:27 توسط ya3r |

یکی را دوست میدارم

یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم
شاید
شاید
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس
ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم

پینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:26 توسط ya3r |

وقتی سرت رو شونمه

وقتي سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنند، خاطرخواهي تو خونمه
دلم مي خواد باهات باشم، رفيق پا به پات باشم
سايه به سايه، دم به دم، بميرم و فدات بشم

تصدق رنگ چشمهات، شبها ستاره هاش برات
نخواب بذار نگات کنم، هر چي دارم فدات کنم
ستاره بارونت کنم، جونم رو قربونت کنم
وقتي سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنند، خاطرخواهي تو خونمه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:26 توسط ya3r |

میپرستم

بازوانت را به مستی حلقه كن برگردم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره زیبای خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو كن عشق را در گرمی آغوش من

من تورا تا آسمان ها
من تو را تابیكرنها
از زمین تا كهكشانها
دوست دارم میپرستم

من تو را همچون اهورا
من تورا همچون مسیحها
همچون عطر پاك گلها
دوست دارم میپرستم

من تو را تا لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تورا با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار پودم

من تورا همچون پرستو
یاسمنها نسترنها
من تورا با آنچه هستی
دوست دارم میپرستم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:25 توسط ya3r |

دعای شب

در دل شب دعاي من، گريه بي صداي من، بانگ خدا خداي من
به خاطر تو بود و بس

پاکي لحظه هاي من، گريه هاي هاي من، گوهر اشکهاي من
به خاطر تو بود و بس

اين همه بي پناهيم، اين همه سر به راهيم، اين همه بي گناهيم
غصه به جان خريدنم، از همه کس بريدنم زخم زبون شنيدنم
به خاطر تو بود و بس

رو به خدا نشستنم، نذر و دخيل بستنم
سوز من و گداز من، اشک من و نياز من
به خاطر تو بود و بس

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:24 توسط ya3r |

وقتی که تو رفتی

وقتي که تو رفتي خورشيد نمرده
دريا و بيابان خدا دست نخورده
وقتي که تو رفتي، قلبي نشکسته
اشکم نشده سيل و مرا سيل نبرده

وقتي که تو رفتي، وقتي که تو رفتي
انگار نه انگار که از تو اثري بود
انگار نه انگار که بيدادگري بود
انگار نه انگار که عشقي به سري بود
انگار نه انگار که در دل شرري بود

وقيت که تو رفتي، وقتي که تو رفتي
انگار که عشقي به دلي نطفه نبسته
انگار که مستيم و سبويي نشکسته
انگار که عمري بر باد نرفته
انگار که در دل اميدي ننشسته
وقتي که تو رفتي، چشم من خسته، بي خواب نمانده
وقتي که تو رفتي، در سينه دل من، بي تاب نمانده

برو برو که دگر آشنا نمي خواهم
به درد خو گرفتم و دوا نمي خواهم
تو قبله گاه مني، من ز قبله بيزام
تو گر خداي مني، من خدا نمي خواهم

ما چون ز دري پايي کشيديم، کشيديم
اميد ز هر کس که بريديم، بريديم
دل نيست کبوتر که چو برخاست، نشيند
از گوشه بامي که پريديم، پريديم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:23 توسط ya3r |

من باهاتم

ناز من ، عشق من از چشم ترم زود مرو
سر و جانم به فدایت ، ز برم زود مرو

نکنم شکوه که دیر آمده ای در بر من
لا اقل دیر چو آیی به سرم ، زود مرو
بنشین یک دمو ، از چشم ترم زود مرو

ای شکسته ، تو شکستی
مویه کردی ، غصه خوردی
از ته دل گریه کردی

من باهاتم ، خاک پاتم
مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم

عشق در تو ، شور در تو ، بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم ، مثل بارون تو چشماتم
مثل غصه تو صداتم ، چون پرنده در هواتم

عشق در تو ، شور در تو ، بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم ، مثل بارون تو چشماتم
مثل غصه تو صداتم ، چون پرنده در هواتم

ای شکسته ، تو شکستی
مویه کردی ، غصه خوردی
از ته دل گریه کردی

من باهاتم ، خاک پاتم
مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
من رفیق گریه هات

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:23 توسط ya3r |

مست

ما هم شکسته خاطر و ديوانه بوده ايم
ما هم اسير طره جانانه بوده ايم
ما هم به روزگار جواني ز شور عشق
روزي نديم بلبل و پروانه بوده ايم
بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن
ما هم رفيق ساغر و پيمانه بوده ايم

اونا كه تو زندگيشون قصه هاي خوب شنيدند
تو قمار زندگاني همه جور بازي رو ديدند
اونا كه تو خلوت شب شعرهاي حافظ رو خوندند
همه راه و رفتن اما بر سر دو راهي موندند

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته
بهشون بيگيد كه قصه اش مثل شاهنومه درازه
کي بوده كجا رسيده چه جوري بايد بسازه
حالا قصه هاشو مستها توي ميخونه ها ميگند
اما اون هميشه مست رو توي اونجا راه نميدند

ديگه نیست كمند دلها گيسوهاي رنگ برفش
تو ميخونه كسي نيست كه بياد رو لب و حرفش
بزاريد همه بدونن كه به دست غم اسير
اخرش يه شب همونجا سر اين كوچه ميميره

من امشب سرخوش و ديوانه و مست و غزل خوانم
به جام مي پناه آورده ام از غم گريزانم
گر از ميخانه باز آيم مرا غم باز مي جويد
رويد اي دوستان من گوشه ميخانه مي مانم
به مستي پاي در ميدان غم بنهاده ام امشب
مگير اي رهگذر از من اگر افتان و خيزانم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:22 توسط ya3r |

کعبه


تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم


برچسب‌ها: متن آهنگ های معین, دانلود آهنگ های معین
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:21 توسط ya3r |


ترانه بهت ( آلبوم گل پونه ) : يکي از زيباترين ترانه هاي ستار که در زمان خود جز پرفروشترين و محبوبترين ترانه ها محسوب مي شد .


آهنگساز : فريد زلاند
ترانه سرا : اردلان سرفراز


توي بت چشم من ، درد ناباوريه
فصل سرد عشق ما، رنگ خاکستريه
دردي که من ميکشم ، اگه کوهم ميکشيد
ذره ذره ميتکيد ، قطره قطره ميچکيد
ميتونست با دست تو، بهت من ويرون بشه
فصل زرد قصه هام ، ظهر تابستون بشه
قصه ي يقين عشق ، توي دفترم بودي
توي آيينه ي شعر ، شکل باورم بودي
من از خوش باوريهام ، به ويروني رسيدم
تو را يک لحظه نزديک ،يه لحظه دور ميديدم
از تب ناباوري ، گر گرفته تن من
سهم من از تو اينه ، چکه چکه آب شدن
دروغ آخريني ، که من از تو شنيدم
خودت بودي که از تو ، به ويروني رسيدم
از تب ناباوري ، گر گرفته تن من
سهم من از تو اينه که ، چکه چکه آب شدن


+ نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 19:16 توسط ya3r |