وعده ما لب دریا از داریوش اقبالی


عصر ما عصر فريبه، عصر اسماي غريبه

عصر پژمردن گلدون، چتراي سياه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه، وعده هاش همه دروغه

آسموناش پره دوده، قلب عاشقاش کبوده

کاش تو قحطيِ شقايق، بشينيم توي يه قايق

بزنيم دلو به دريا، من و تو تنهاي تنها

خونه هامون پره نرده، پشت هر پنجره پرده

قفسا پره پرنده، لباي بدون خنده

چشما خونه ي سؤاله، مهربون شدن محاله

نه براي عشق ميلي

نه کسي به فکر ليلي

کاش تو قحطيِ شقايق، بشينيم توي يه قايق

بزنيم دلو به دريا، من و تو تنهاي تنها

اونقده مي ريم که ساحل، از من و تو بشه غافل

قايق و با هم مي رونيم،اونجا تا ابد مي مونيم

جايي که نه آسمونش نه صداي مردمونش

نه غمش نه جنب و جوشش، نه گلاي گل فروشش

مث اينجا آهني نيست، مث اينجا آهني نيست

پس ببين يادت بمونه کسي ام اينو ندونه

زنده بوديم اگه فردا وعده ي ما لب دريا

زنده بوديم اگه فردا وعده ي ما لب دريا

زنده بوديم اگه فردا وعده ي ما لب دريا

زنده بوديم اگه فردا وعده ي ما لب دريا


برچسب‌ها: متن آهنگ های داریوش, وعده ما لب دریا داریوش, دانلود آهنگ وعده ما لب دریار داریوش, داریوش اقبالی
+ نوشته شده در شنبه 21 بهمن1391ساعت 23:45 توسط ya3r |

متن آهنگ صدایم کن از داریوش


صدايم كن اي صداي تو شيشه شب را سنگ ويراني
صدايم كن اي صداي تو پرده شب را چنگ ويراني
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن صدايم كن صدايم كن
صداي تو خنجر صداي تو سنگر
از اين دام وحشت رهايم كن
بخوان آواز هميشه سبز رها شدن از شب خسته
كه تا شكوفد گلهاي سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم
صدايم كن صدايم كن صدايم كن
در اين فصل گلگون در اين باغ پرپر
براي شكفتن رهايم كن
ببين شب خون به باغ گلگون چگونه دشنه مي بارد
بخوان و بخوانيم سرود شكفتن
كه شام خون سحر دارد سحر دارد سحر دارد
صدايم كن اي صداي تو بانگ بيداري در ديار ما
صدايم كن اي صداي تو شعر سرخ خشم تبار ما
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن صدايم كن صدايم كن


برچسب‌ها: داریوش, صدایم کن
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 21:53 توسط ya3r |

متن آهنگ خونه از داریوش


خونه این خونه ویرون

واسه من هزارتا خاطره داره

خونه این خونه تاریک

چه روزایی رو به یادم میاره

اون روزا یادم نمیره

دیواره خونه پر از پنجره بود

تا افق همسایه ی ما

دریا بود ستاره بود منظره بود

خونه خونه جای بازی

برای آفتاب و آب بود

پر نو واسه بیداری

پر سایه واسه خواب بود

پدرم میگفت قدیما

کینه هامونو دور انداخته بودیم

توی برف و باد و بارون

خونه رو با قلبامون ساخته بودیم

خونه عشقه مادرم بود

که تو باغچش گل اطلسی میکاشت

خونه روح پدرم بود

چیزی رو هم پای خونه دوست نداشت

خونه خونه جای بازی

برای آفتاب و آب بود

پر نو واسه بیداری

پر سایه واسه خواب بود

سیل غارتگر اومد

از تو رودخونه گذشت

پلا رو شکست و برد

زد و از خونه گذشت

دست غارتگر سیل

خونه رو ویرونه کرد

پدر پیرمو کشت

مادر و دیوونه کرد

حالا من موندم و این ویرونه ها

پر خشم و کینه ی دیوونه ها

منه زخمی منه خسته منه پاک

مینویسم آخرین حرف و رو خاک

کی میاد دست توی دستم بذاره

تا بسازیم خونمونو دوباره

کی میاد دست توی دستم بذاره


برچسب‌ها: داریوش, خونه
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 21:45 توسط ya3r |

بیا منو یاری بکن

گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیرگریه مگه کاری میشه کرد

 کاری از ما نیاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه میخوات

هرچی دریا رو زمین داره خدا

با تموم ابر های اسمونا

کاش می داد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

قصه ی گذشته های خوب من

خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم 

تا قیامت اشک حصرت ببارم

دل هیشکی مثل من غم نداره

مثل من غربت و ماتم نداره

حالکه گریه دوای دردمه

چرا چشمام اشکشو کم میاره

خورشید روشن ما رو دزدیدن

زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه

فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه

زخم خنجرش میمونه تو سنه

لب بسته سینه ی غرق به خون

قصه ی موندن ادم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:59 توسط ya3r |

به پا خیزید الا ای سوگ واران

الا ای وارثان به پاخیزید اگر زخمیده دردید

اگر با شب پرستان در نبردید

به پا خیزید که نا احلان به کارند

همه مردان عاشق سر به دارند

به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

کشیدن تازیانه بر تن ما

نشاندن دشنه ی دشمن به دلها

دل بی کینه را به نیزه کردند

تن گاگونه را در مسلخ بند

بر رور چشم ما شب را کشیدند

گلوی سربداران را بریدند

به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

اگر فریاد ما بر شب گناه است

اگر امروز دل ما بی پناه است

بخوان با ما سرود فتح فردا

که فردا میرسد با پرچم ما

بخوان با ما سرود فتح فردا

که فردا میرسد با پرچم ما

به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:58 توسط ya3r |

وقتی تو شب گم میشدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

 کسی به فکر من نبود

 وقتی تو شب گم میشدم

هم خونه خواب گل میدید

هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید

اواز خونه کوچه ها شعراشو از یاد برده بود

چراغها خوابیده بودن شعلشونو باد برده بود

اخ اگه شب شیشه ای بود

پل به ستاره میزدم

شکسته اینه ی شبو نیزهیه خورشید میشدم

اخ اگه مرگ امون میداد

دوباره باغ میشدم

تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم

وقتی تو شب گم میشدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

 کسی به فکر من نبود

اخ که تو اقیانوس شب

سوختنمو کسی ندید

تو برزخ بیداد شب

 کسی به دادم نرسید

وقتی تو شب گم میشدم

دلم میخاست شعله بشم

رو سایه های یخ زده

 دسته نوازش بکشم

دلم میخاست اشتی بدم

تگرگو با عقاقیا

خورشید مهربونیرو

مهمون کنم به خونه ها

اخ اگه مرگ امون میداد

دوباره باغ میشدم

تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم

وقتی تو شب گم میشدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

 کسی به فکر من نبود

وقتی تو شب گم میشدم

هم خونه خواب گل میدید

هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:57 توسط ya3r |

شیرین من تلخی نکن با عاشق

تموم میشن گم میشن این دقایق

دنیای ما مال منو تو این نیست

رو کوه دیگه فرهاد کوهکنی نیست

یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم

یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

من نمیگم فرهاد کوهکنم من

تیشه به کوهها که نمیزنم من

فرهاد عاشقم قلم تیشمه

از تو نوشتن همه اندیشمه

یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم

یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

من نمیگم فرهاد کوهکنم من

تیشه به کوهها که نمیزنم من

عاشق تو بی تو به کوه نمیره

وقتی نباشی تو خودش میمیره

یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم

یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:57 توسط ya3r |


عروسک قصه ی من

 گهواره ی خوابت کجاست

قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست

بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست

اینه طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

صدای عشق منو تو

که تلخ گریه اوره

تو اون سکوت قصه ای

شاید صدای اخره

بعد از منو تو عاشقی

شاید به قصه ها بره

شاید با مرگ منو تو عاشقی از دنیا بره

عروسک قصه ی من سوختن من ساختنمه

تو این قمار بی غرور بردن من باختنمه

عروسک قصه ی من شکستنت فال منه

این ساییه همیشگی مرگ که دنبال منه

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

جفت های عاشقو ببین

از پل ابی میگزرن

عروسک قلبشونو

به جشن بوسه میبرن

اما برای عشق ما

اون لحظه ی ابی کجاست

عروسک قصه ی من

پس شب افتابی کجاست

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:56 توسط ya3r |

ای که بی تو خودمو

تک و تنها میبینم

هر جا که پا میزارم

تو رو اونجا میبینم

یادمه چشمای تو

پر درد و غصه بود

قصه ی غربت تو

قد صد تا قصه بود

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمره منو اتیش میزنه

تو برام خورشید بودی

توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو

دستای تو پاک میکرد

حالا اون دست ها کجاست

اون دوتا دست های خوب

چرا بی صدا شده

لب قصه های خوب

من که باور ندارم

اون همه خاطرمون

عاشق اسمونا

 پشت یک پنجرمون

آسمون سنگی شده

خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالاها

گریه هامو ندیده

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمره منو اتیش میزنه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:55 توسط ya3r |

وطن پرنده ی پر در خون

وطن شکفته گله در خون

وطن فلات شهیدو شب

وطن خاکا به سر خون

وطن ترانه ی زندانی

وطن قصیده ی ویرانی

ستاره ها اعدامیان ظلمت

به خاک اگر چه میریزند

سحر دوباره برمیخیزند

بخوان که دوباره بخواند

این عشیره ی زندانی

گل سرود شکستن را

بگو که به خون بسراید

این قبیله ی قربانی

حرف اخر رفتن را

با دشخیمان اگر شکنجه

اگر بند است و شلاق و خنجر

اگر مسلسل و انگشتر

با ما طبار فدای

با ما غرور رهای

به نام اهن وگندم

اینک ترانه ی ازادی

اینک سرودن فردا

امروز ما امروز فریاد

فردای ماروز بزرگ میعاد

بگوکه دوباره میخوانم

با تمامی یارانم

گل سرود شکستن را

بگو که به خون میسرایم

دوباره با دلو جانمحرف اخر رفتن را

بگو به ایران بگو به ایران

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:54 توسط ya3r |

عصر ما عصر فریبه

عصر اسمهای غریبه

عصر پژمردن گلدون

چترهای سیاه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه

وعدهاش همه دروغه

آسموناش پر دوده

قلب عاشقاش کبوده

کاش توی قحطی شقایق

بشینیم توی یه قایق

بزنیم دلو به دریا

منو تو تنهای تنها

خونه هامون پرنرده

پشت هر پنجره پرده

قفسها پر پرنده

لبهای بدون خنده

چشمها خونه ی سواله

مهربون شدن محاله

نه برای عشق میلی

نه کسی به فکر لیلی

کاش توی قحطی شقایق

بشینیم توی یه قایق

بزنیم دلو به دریا

منو تو تنهای تنها

اونقده میریم که ساحل

از منو تو بشه غافل

قایق رو با هم میرونیم

اونجا تا ابد میمونیم

جای که نه اسمونش

نه صدای مردومونش

نه غمش نه جنبوجوشش

نه گلای گل فروشش

مثل اینجا اهنی نیست

پس ببین یادت بمونه

کسی هم اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا

وعده ی ما لبه دریا

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:53 توسط ya3r |

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه

شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه

زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی است

گل مهتاب لبخندی شب از جای شروع میشه که تو چشماتو میبندی

تورا اغوش میگیرم

تنم سریز رویا شه

جهان قد یه لالایه توی اغوش من جاشه

تورا اغوش میگیرم

هوا تاریک تر میشه

خدا از دست های تو به من نزدیکتر میشه

زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

تمامه خونه پر میشه از این تصویر رویایی

تماشا کن تماشا کن چه بی رحمانه زیبایی

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:51 توسط ya3r |

خسته و دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

رو سرم دسته نوازش میکشید

بستر تنهایو سرد منو

بوسه گرمی به اتش میکشید

چی میشد تو خونه ی کوچیک من

غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچکسی تنها نمیزاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز دربه در شهر غمم

 شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز دربه در شهر غمم

 شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:51 توسط ya3r |

طعم خیس اندوه اتفاق افتاده

یه اه خداحافظ یه فاجعه ی ساده

خالی شدم از رویاحسی منو از من برد

یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

ای یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه اه از جنس شکفتن شو

از روزن اینکنجه خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

بگرد به برگشتن ازفاصله دورم کن

یه خاطره با من باش یه گریه غرورم کن

از گرگر بی رحم این

پرواز رحای باش به زیافت دیروز

به کوچه که پیوستی شهر از تو لبالب شد

لحظه اخر لحظه شب عاقبت شب شد

اغوش جهان روبه دلشوره شتابان بود

راهی شدن حرف نقطه چین پایان بود

ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه اه از جنس شکفتن شو

از روزن اینکنجه خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:50 توسط ya3r |

از پس پرده نگاه کن

مثل شطرنجه زمونه

هرکسی مثل یه مهره توی این بازی میمونه

یکی مپل ما پیاده

یکی صد سال سواره

یه نفر خونه بدوشه

 یکی دوتا قلعه داره

یه طرف همه سیاهو یه طرف همه سفیدن

روبه روی هم یه عمره ما رو دارن بازی میدن

اونا که اول بازی توی خونه ی تو من

 پیش پای اسب دشمن

اون همه سرباز رو چیدن

ببین امروزم تو بازی میون شاهو وزیرن

هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرن

تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه

به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که  به صد مهره نمی باخت

تاج رو از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت

اونکه مارو بازی میده

اونیکه مهره رو چیده

اونیکه نه شاه نه سرباز

نه سیاه...........نه سفیده

از پس پرده نگاه کن

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:49 توسط ya3r |

تاریخ مرگ و ماتم است

این کهنه تقویم روی میز

هر برگ ان را پاره کن

میان شعله ها بریز

باید قلم گرفت بدست

تقویم تازه ای نوشت

باید که تن ندادو رفت

به جستجوی سرنوشت

این کهنه تقویم غریب

تکرار تاریخ عزاست

بی ابتدا بی انتهاست

باید جهان را تازه دید

رفتو به فرداها رسید

برای یک اغاز نو

 نباید انتظار کشید

به اعتماد دست هم

باید گرفت از نو قلم

دوباره خط زدونوشت

 از ابتدا قدم قدم

تاریخ مرگ وماتم است

این کهنه تقویم غم است

بی ترس دوزخ یا بهشت

از زندگی باید نوشت

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:49 توسط ya3r |

» آهنگ : گلایه


برای گفتن من ، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرهم فریاد بود زخم را
به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده
چهره تکیده ای که تو غبار آینه مرده
من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه ، منه خسته پایه ي پل
ای که نزدیکی مثلِ من ، به من اما خیلی دوری
خوب نگام کن تا ببینی چهره درد و صبوری
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم
کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکستم
تو بخونی تا بدونی از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، تنها غروره عصای دستم
از عذاب با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سراپا بی خیالی ، من همه تحملِ درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زیر بار با تو بودن ، یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم
هیچی جز شعر شکستن قصه ي فردای من نیست
این ترانه ي زواله ، این صدا ، صدای من نیست
ببین که خستم تنها غروره ، عصای دستم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:47 توسط ya3r |

» آهنگ : وطن


وطن پرنده ی پر در خون
وطن شكفته گل در خون
وطن فلات شهيد و شب
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زنداني
وطن قصيده ی ويراني
ستاره‌ها اعداميان ظلمت
به خاك اگر چه مي‌ريزند
سحر دوباره بر مي‌خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره ی زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيله ی قرباني
حرف آخر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه ی آزادي
اينك سرودن مردم
امروز ما امروز فرياد
فـرداي ما روز بزرگ ميعاد
بگو كه دوباره مي‌خوانم
با تمامي يارانم گل سرود شكستن را
بگو كه به خون مي‌سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ايران بگو به ايران

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:47 توسط ya3r |

» آهنگ : پند حافظ

اين چه شوريست که در دور قمر مي بينم
همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم
هر کسي روز بهي مي طلبد از ايام
علت آن است هر روز بتر مي بينند
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
بوته دانان همه از خون جگر میبینم
اسب تازي شده مجروح به زير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر مي بينم
اين چه شوريست که در دور قمر مي بينم
همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر مي بينم
هيچ رحمي نه برادر به برادر دارد
هيچ شفقت نه پدر را به پسر مي بينم
پند حافظ بشنو خواجه برو نيکي کن
که من اين پند به از گنج گوهر مي بينم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:46 توسط ya3r |

» آهنگ : روله


آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
حبيبم اي رول و گلم سي چي ميري
قربون مردن روله جون نري اسيري نري اسيري
غم دنيا رو پامون ديده تنگ
ز رهر شو يار فرسنگ فرسنگ
غم جنگ تو اي با تير غيبي
كجا اي صاف جنگ شيشه و سنگ
از آسمون گر شب و روز پشه بباره
تا از زمين كه قيمت ميدون دست براره
مو كه نتونم بخونم چي چي نوشته
از پلنم به حال خون كه خم بهشته
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:45 توسط ya3r |

» آهنگ : خاموش نمیرید

بميريد بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد
بميريد بميريد از اين مرگ نترسيد
كز اين خاك بر آييد سماوات بگيريد
بميريد بميريد وز اين نفس ببريد
كه اين نفس چو بندست شما همچو اسيريد
شما همچو اسيريد
يكي تيشه بگيريد پي حفره ي زندان
چو زندان بشكستيد همه شاه وا ميريد
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است
همه زندگي آن است كه خاموش نميريد
كه خاموش نميريد
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:45 توسط ya3r |

» آهنگ : سال دو هزار


سال سقوط ,سال فرار
سال گريز و انتظار
عصر شكفتن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشينهاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفس
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط , سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگها نيست
قلب فلزي تو سينه است
وقتي كه تفسير زمان
شكستگيه آيينه است
قبيله يعني يه نفس
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مياد
كسي به فكر كسي نيست
هركي به فكر خودشه
به فكر فرياد رسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ هم ديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي ميدونه اون چي ميگه
توي كتاباي لغت
سفيده برگا هميشه
نه دشمني نه دوستي
هيچي نوشته نميشه
اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه است
مي رسه سال دو هزار

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:45 توسط ya3r |

» آهنگ : خانه سرخ

خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است
عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است كه بر مي خيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم كش بد
تا دم صبح سحر سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور كينه داران سرخ است
خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است
عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است كه برمي خيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:44 توسط ya3r |

» آهنگ : همصدا


اگه هم صدام بودي
هيشكي حريفم نميشد
كوه اگه رو شونه هام بودي
كمرم خم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نميشد
اگه زخمي مي شدم به دست تو مرحم بود
زخم قيمتيِ من محتاج مرحم نميشد
اگه بارونِ عزيزِ با تو بودن مي گرفت
گل سرخ قصه مون تشنه ي شبنم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نمي شد

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:40 توسط ya3r |