متن آهنگ دل اسیره از فرامرز اصلانی


میدونی دل اسیره

اسیره تا بمیره

میدونی بدون تو

دلم آروم نگیره

میدونی دل تنگ تو

نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید

بسی بیهوده پوید

به من بگو بی وفا

حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید

نو بهار که هستی

میخوام برم دور دورا

دلم طاقت نداره

دست غم تو داره

روزامو می شماره

میدونی دل اسیره

اسیره تا بمیره

میدونی بدون تو

دلم آروم نگیره

میدونی دل تنگ تو

نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید

بسی بیهوده پوید

به من بگو بی وفا

حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید

نو بهار که هستی

میخوام برم دور دورا

دلم طاقت نداره

دست غم تو داره

روزامو می شماره

میدونی دل اسیره

اسیره تا بمیره

میدونی بدون تو

دلم طاقت نگیره

میدونی دل تنگ تو

نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید

بسی بیهوده پوید


برچسب‌ها: فرامرز اصلانی, دل اسیره
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 19:41 توسط ya3r |

متن آهنگ یاد گذشته از فرامرز اصلانی


آدم که یاد گذشته هاش میفته

چشمونش از گریه اشک آلود میشه

تصویری از روزهای رفته میبینه

که در اون هر چهره ای نابود میشه

هر پرستویی که به سویی میپره

خبر پایون فصلی رو میبره

هر گل تازه ای که چشم باز میکنه

به خودم میگم که این نیز میگذره

میگذره میگذره

میگذره میگذره

کوچه های خاکی تهرون قدیما

پر ز آواز نشاط بچه ها بود

شهر فرنگی تو اون دنیای کوچک

قصه هاش شیرین ترین قصه ها بود

هر پرستویی که به سویی میپرید

خبر آغاز فصل ها رو میشنید

هر گل تازه ای که چشم باز می نمود

شاهد روزای خوب کودکی بود

کودکی بود کودکی بود


برچسب‌ها: فرامرز اصلانی, یاد گذشته
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 19:40 توسط ya3r |

» آهنگ : خسته

دیگر از این فریاد ها


خسته از بی مهری و بیداد ها


خسته از دلبستگی و یاد ها


خسته از شیرین و از فرهاد ها

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از این همه دیوانگی


خسته از نادانی فرزانگی


خسته از این دشمنان خانگی


خسته ام از این همه بیگانگی

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از گردش چرخ فلک


خسته از تنهایی و شب های تک


خسته از ایمانم و تردید و شک

خسته از دیو و دَد و دوز و کلک

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام دیگر از این آوارها


خسته از سنگینی دیوارها


خسته از ظلم و بد و آزارها


خسته از بی عاری بیمارها

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از تابش مهر و قمر


خسته از نامردمی های بشر


خسته از بی فطرتان بی هنر


خسته ام از خستگی ها بیشتر

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:46 توسط ya3r |

» آهنگ : پرستوها

مهربانم گوش کن گویی


هیچکس یاد پرستو ها نمی افتد


کوچ ما دیگر نه با فصل است


فصل هم دیگر به باغ ما نمی افتد…

ای پرستو های خسته


سرزمین پاکی ام کو


این خیابان ها غریبه اند


کوچه های خاکی ام کوو

ای صبا گر سوی ایرانم گذشتی

خاک آن را غرق بوی نسترن کن


هر کجا فریاد فرهادی شنیدی


یاد شیرین دل تنهای من کن

ای پرستو های خسته


سرزمین پاکی ام کو


این خیابان ها غریبه اند


کوچه های خاکی ام کوو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:46 توسط ya3r |

» آهنگ : بنمای رخ

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست


بگشای لب که قند فراوانم آرزوست


ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر


کان چهره مشعشع تابانم آرزوست


گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو


آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست…


یعقوب وار وااسفاها همیزنم


دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست


والله که شهر بیتو مرا حبس میشود


آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست


زین همرهان سست عناصر دلم گرفت


شیر خدا و رستم دستانم آرزوست


دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست


گفتند یافت مینشود جستهایم ما


گفت آنک یافت مینشود آنم آرزوست


پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوست


آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست


یک دست جام باده و یک دست زلف یار


رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد


کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست


یک دست جام باده و یک دست زلف یار


رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:45 توسط ya3r |


» آهنگ : قدیم

زندگی هم زندگی های قدیم


عشق هم آن عشقهای آتشین


یار هم یاری که با من یار بود


در عبور روزهای دلنشن

گفتگو هم گفتگوهای قشنگ


در شبان شعر و مهتاب و شراب…


بوسه هم آن بوسه های غرق مهر


تا سحرگاهان پیش از آفتاب

موسیقی هم ساز فرهنگ شریف


با صدای زیر و بم های بنان


پنجه هم ازآن پرویز و ملک


یا کسایی نی نواز جاودان

شعر هم تعبیر سهراب و فروغ

از خدا از بودن و دلخستگی


ارتباط شاملو با قلب خویش


یا که نادرپور با دلبستگی

موسیقی هم ساز فرهنگ شریف


با صدای زیر و بم های بنان


پنجه هم ازآن پرویز و ملک


یا کسایی نی نواز جاودان

شعر هم تعبیر سهراب و فروغ

از خدا از بودن و دلخستگی


ارتباط شاملو با قلب خویش


یا که نادرپور با دلبستگی

زندگی هم زندگی های قدیم…

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:44 توسط ya3r |

.........................................................................

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

یه طرف همه سیاه و
یه طرف همه سفیدیم
این طرف ریشه نداریم
اون طرف ریشه بریدیم

اگه از دیوار خونه
چشممون جدا نمی‌شد
یه درخت پیر انجیر
همه چیز ما نمی‌شد

بسکه زندگی‌ نکردیم
وحشت از مردن نداریم
ساعتو جلو کشیدن
وقت غم خوردن نداریم

برای اون یه وجب خاک
همه دنیامونو دادیم
ما برای بوی گندم
خیلی‌ چیزامونو دادیم

هیشکی یادمون نداده
خنده هامونو ببینیم
این فقط درد وطن نیست
ما تو غربتم همینیم

اینور‌ و اونور دیوار
درد ما هنوز همونه
آی‌ شقایق ما جماعت
دردمون از خودمونه

تو همه خاطره هامون
حق دشمن مرده باده
حتی راه دشمنی رو
هیشکی یادمون نداده

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

از عذاب این قبیله
هممون خون از هم بریدیم
حسّ همخونی نداریم
چون قبیلمونو دیدیم

ما که تو زمزمه هامون
هی‌ به داد هم رسیدیم
یکی‌ یادمون بیاره
کی‌ به داد هم رسیدیم

تو هجوم این همه حرف
هر جوابی یه سقوطه
تو بگو هرچی‌ که میخوای
من که سنگرم، سکوته

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:41 توسط ya3r |


اگه یه روز بری سفر ، بری ز پیشم بی خبر

اسیر رویاها میشم ، دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه ،به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیاره یاری ، چرا میری تنهام میزاری؟


اگه فراموشم کنی ،ترک آغوشم کنی

پرنده ی دریا میشم ، تو چنگ موج رها میشم

به دل میگم خاموش بمونه ،میرم که هرکسی بدونه

میرم به سوی اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری


اگه یه روزی نومتو(نامتو) تو گوشه من صدا کنه!،دوباره باز غمت میاد که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ،که باز برات آواز بخونم،که باز برات آواز بخونم


اگه باز دلت میخواد ،یار یکدیگر باشیم

مثوله(مثال) ایامه قدیم ، بشینیمو سحر پاشیم

باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگه اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری


اگه میخوای پیشم بمونی، بیا تا باقیه جوونی

بیا تا پوست و استخونت، نزار دلم تنها بمونه

بزار شبام رنگی بگیره ، دوبار آهنگی بگیره

بگیره رنگه اون دیاری ،که توش منو تنها نزاری


اگه یه روزی نومه(نام) تو ، تو گوشه من صدا کنه،

دوباره باز غمت میاد، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ، که باز برات آواز بخونم، که باز برات آواز بخونم

داریوش : اگه یه روزی نومه تو باز ، تو گوشه من صدا کنه

دوباره باز غمت میاد ، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ، که باز برات آواز بخونم، که باز برات آواز بخونم

که باز برات آواز بخونم(۳)

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:39 توسط ya3r |

ترانه شام آخر (آلبوم شام آخر ) : ترانه بسيار معروف و زيبايی که بعضی ها بنام بانوی من اين ترانه را ميشناسند


آهنگساز : واروژان
ترانه سرا : شهيار قنبری


بانوی من بانوی من تو همه دار و ندارم
با من از تنم خودی تر تو تمام کس و کارم
تو نهايتی نهايت مثل معراج سپيده
تو نفس کشيدن من نفسايی که بريده
شام آخر بی تو شايد شب آغاز باشه
ميتونه زمين دليلی واسه پرواز باشه
بانوی من بانوی من تو فصل شکفتن
فصل من در هم شکستن از تو مردن از تو گفتن
روی شاخه ی دو دستت مرگ برگی در کمينه
اين به خاک افتادن من شعر نفرين زمينه
ساعت عزيمت تو ميشه انتها نباشه
می تونه زوال شب بو بغض باغ ما نباشه
شام آخر بی تو شايد شب آغاز باشه
ميتونه زمين دليلی واسه پرواز باشه


+ نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 19:35 توسط ya3r |