X
تبلیغات
ترانه خانه - *متن آهنگ های بیژن مرتضوی
متن آهنگ دعوت بیژن مرتضوی



متن آهنگ دعوت:


منو با بوسه دعوت کن به آغوشی که رویامه

که وقتی با منی تنها

همین جای جهان جامه

منو با بوسه دعوت کن

به یک رویای طولانی

به یک آرامش مطلق

به یک دریای طوفانی

یه امشب کام دنیامو به کندوی عسل وا کن

می خوام برگردم از دنیا

تو رو به من بغل وا کن

تو در من زندگی کردی

تو این رویا رو می فهمی

خودت درگیر طوفانی

تو این دریا رو می فهمی

دریا رو به قلبم دادی

تو بندت بودن یعنی آزادی

دریا رو به قلبم دادی

تو بندت بودن یعنی آزادی

بذار باور کنم هستی

بذار برگردم از کابوس

بذار پیدا کنم ماهو

میون این همه فانوس

بذار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم

واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم

یه امشب کام دنیامو به کندوی عسل وا کن

می خوام برگردم از دنیا

تو رو به من بغل وا کن

تو در من زندگی کردی

تو این رویا رو می فهمی

خودت درگیر طوفانی

تو این دریا رو می فهمی

دریا رو به قلبم دادی

تو بندت بودن یعنی آزادی

دریا رو به قلبم دادی

تو بندت بودن یعنی آزادی


              تبلیغات متنی                                                               تبلیغات متنی

دستگاه هیتر اپلاسیون با شمع
توضیحات
لینک خرید

آموزش ارگ مقدماتی و پیشرفته
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش نقاشی باب راس
لینک توضیحات
لینک خرید

مجموعه کودک انسان
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش بیلیارد
لینک توضیحات
لینک خرید

مجموعه بدن انسان در تنگنا
لینک توضیحات
لینک خرید

مجموعه اسرار مغز
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش زبان نصرت
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش ماساژ دادن
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش آشپزی
لینک توضیحات
لینک خرید

سفید کننده دندان white light
لینک توضیحات
لینک خرید

گن لاغری kymaro
لینک توضیحات
لینک خرید

درماستا دستگاه موبر دستی
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش کونگ فوتوا
لینک توضیحات
لینک خرید

پودر پرفکت 50 گرمی
لینک توضیحات
لینک خرید

پودر پرفکت 25 گرمی
لینک توضیحات
لینک خرید

پودر تاپیک مو 10 گرمی
لینک توضیحات
لینک خرید

پودر تاپیک مو 25 گرمی
لینک توضیحات
لینک خرید

آمــــوزش تـــــغذیــه دکـــتر خــدادادی
لینک توضیحات
لینک خرید

روغن مورچه برای مو های زائد
لینک توضیحات
لینک خرید

پودر تاپیک مو 50 گرمی
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش ایروبیک
لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش شنا از مقدماتی تا حرفه ای
لینک توضیحات
لینک خرید

سی دی آموزش تکواندو

لینک توضیحات
لینک خرید

مجموعه رشد جنین

لینک توضیحات
لینک خرید

آموزش رقص آذری
لینک توضیحات
لینک خرید

چای لاغری سینلس
لینک توضیحات
لینک خرید

آمورش فوتبال
لینک توضیحات
لینک خرید

چای لاغری دکتر سینا
لینک توضیحات
لینک خرید

پودر پرپشت کننده مو پرفکت 10 گرمی
لینک توضیحات
لینک خرید

+ نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 21:26 توسط ya3r |

زندگی

زندگی خوب و بدش به کام ما شد
قرعه ی عشقی زد و به نام ما شد

اونی که حتی تو خوابم نمی اومد
توی بیداری اومد عاشق ما شد

اگه دنیا پر از عاشق نباشه
تو این دنیا دل صادق نباشه

همون بهتر که این دنیا نباشه
زمین و آسمون یکجا فنا شه

اگه بند بندم از هم دیگه وا شه
اگه سر از تنم بخواد جدا شه

نمی زارم تو این دنیای بی مهر
یه لحظه قحطی مهر و وفا شه

اومد و دنیامونو پر از صفا کرد
درد بی کسیمونو با عشق دوا کرد

اومد و رسوا می خواست ببینه ما رو
خودشو تو شهر عشق انگشت نما کرد

اگه دنیا پر از عاشق نباشه
تو این دنیا دل صادق نباشه

همون بهتر که این دنیا نباشه
زمین و آسمون یکجا فنا شه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:35 توسط ya3r |

ما رو دست کم نگی

ما همونیم
که می تونیم
پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

ما همونیم
که می تونیم
کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

خواب گل سرشار عطر سرخ قصه های ماست
رو تن ستاره مهر آبی رویای ماست
سر وعده گاه ریتم و رنگ و رقص و روشنی
جای جای ترس ، نه
جای شک، ، نه
جای تو ، نه
جای ماست

ما همونیم
که می تونیم
پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

ما همونیم
که می تونیم
کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

ما رو دست کم نگیر که کار گل کردن ما
توی فصل پنجم کویر تو به یک شماره س
ما رو دست کم نگیرکه واپسین قصه ی شب
قصه ی تکرار رویاهای یک جنگل ستاره س

ما رو دست کم نگیر
ما رو دست کم نگیر ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:34 توسط ya3r |

ای ماه ببین

اي ماه ببين كه شب چه زيباست
يار آمده، يار آمده اينجاست
هنگامه‌ي عرياني دنياست
هنگام ترنم و تماشاست

يك شاخه گل سرخ
يك جام شراب
يك آينه تن يار
اي ماه بتاب

يك پچ پچ آواز
يك شعر نياز
يك زمزمه خواهش
يك وسوسه باز

اي ماه ببين كه شب چه زيباست
يار آمده، يار آمده اينجاست
هنگامه‌ي عرياني دنياست
هنگام ترنم و تماشاست

اي ماه بتاب امشب، اي ماه بتاب
تا پيكر دلدار و تا بستر عشق
فانوس بزرگ دلبرانه، اي ماه
از اول شب بتاب تا آخر عشق

اي ماه ببين كه شب چه زيباست
امشب همه‌ي جهان همين جاست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:33 توسط ya3r |

به من چه

همین که دل ،دل خون بار ابره
همین که شب،شب قتل ستاره س
همین که بغض تو ، بغض همیشه
همین که ترس من،ترس دوباره س

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

کنار کوچ بچه های پرسه
تو بهت رعشه و رگ ،گرد سوزن
کنار مادرک های شناور
روی سمفونی نفرین شیون

کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنشو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

ستیز تگرگ گلبرگه
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه! *2

کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنش رو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:33 توسط ya3r |

گیتار و دف

پروانه رو بزک نکن
ستاره رو فلک نکن
دریاچه رو آتیش نزن
به من ، به عشق شک نکن

بذار که آینه شط ستاره و عسل شه
غروب گر گرفته بستری از غزل شه
برهنه زیربارون رخت نسیم تن کن
بوسه بده به مهتاب ، دنیا رو قد من کن

پروانه رو بزک نکن
ستاره رو فلک نکن
دریاچه رو آتیش نزن
به من ، به عشق شک نکن

ریتم تند گیتار و دف شو
پیچ و تاب موج و صدف شو
گرم گل باش ف پروانگی کن
عاشق باش و دیوانگی کن

پروانه رو بزک نکن
ستاره رو فلک نکن
دریاچه رو آتیش نزن
به من ، به عشق شک نکن

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:32 توسط ya3r |

سزاوار

اي سزاوار محبت اي تو خوب بي نهايت

همه ذرات وجودم به وجودت کـرده عادت



به خدا دوســت داشـتـن تو

هم يه عشقه هم يه عبادت



تو سزاواري که باشي همدم روزها و شب هام

تا که عشقـتـو بـبـيـنـي توي جـونم و تـو رگهـام

بشنوي دوست دارم رو حتي از هـرم نفـسهام



با نوازش هاي دستت سوختن از تب رو شناختم

تب عشقي آتشـيـن که من به اون قلبمو باختم



قـاصــد بودن من بود مـوج خوشـحـالـي چـشـمـات

وقتي که عشقو مي ديدم توي قطره هاي اشکات



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



اي که بـردي مرا تا مرز يک عشق خدايي

بـيــا پـاره تـنـم باش تو که پاک و بي ريايي



اوج فرياد دلم شد عاشـقـانـه دل سپـردن

در وجود تو شکفتن با تو بودن يا که مــردن



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:32 توسط ya3r |

تکون نخور

رخ دادن عریان تو ، کنار ناگهانگی
یه اتفاق ساده نیست !
شوق نفس کشیدنت ،
وسوسه ی سرخ تماشا کردنت ،
این همه زیبا شدگی ...
کشف به خود رسیدنه

تکون نخور ، یه لحظه ی دیگه توی رفتن بمون
تا این نفس بریدگی هک بشه روی خاطره
کنار دلواپسی تقویم، لبخندی بزن
که دل دل و دل شوره از آینده ی رویا بره


عکس تو رو آخ اگه می شد می تونستم بگیرم
طعم غزل پاره می داد لبام از بوسیدنش
گذشته پر پر می شد از ، گذشتن از این حادثه
آینده آینده می شد ، به اشتیاق دیدنش

آخ اگه می شد عکسی از تو می گرفتم رو به من
از همه ی فاصله ها ، جهان همین جایی می شد
از هرم آتیش بازی تصویر عریانی تو
می مرد مرگ و زندگی غرور زیبایی می شد
تا تو به جانب جهان آغوشتو وا می کنی
خورشیدای منتظر تک تک به سمت من میان
ترانه های گم شده، سمفونی های نا تموم
دوبارگی می کنن و ... یه فرصت تازه می خوان

الان که عریان رد می شی از آیینه و مگنولیا
می میرم از زیبایی و دوباره به دنیا می یام
تا من همیشگی کنم این شعر دلبرانه رو
کاشکی زمان گم می شد و ......
ای کاش یه دوربین بود باهام
یه دوربین بود با هام ...

عکس تو رو آخ اگه می شد می تونستم بگیرم
طعم غزل پاره می داد لبام از بوسیدنش
گذشته پر پر می شد از ، گذشتن از این حادثه
آینده آینده می شد ، به اشتیاق دیدنش

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:32 توسط ya3r |

حرم عشق

ای سزاوار محبت
ای تو خوب بی نهایت
همه ذرات وجودم
به وجودت کرده عادت
به خدا دوست داشتن تو
هم یه عشق هم عبادت
تو سزاواری که باشی
همدم روزها و شبهام
تا که عشقت و ببینی
توی جونم و تو رگهام
بشنوی دوست دارم رو
حتی از حر نفسهام
با نوازشهای دستت
سوختن از تب رو شناختم
تب عشقی آتشین که
من به اون قلبم و باختم
قاصد بودن من بود
موج خوشحالی چشمات
وقتی که عشق و می دیدم
توی قطره های اشکات
هر کی از عشق گریه کرده
شادی رو تجربه کرده
با شبی در حرم عشق
سفری به کعبه کرده
هر کی از عشق گریه کرده
شادی رو تجربه کرده
با شبی در حرم عشق
سفری به کعبه کرده

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:31 توسط ya3r |

فقط یار


ای مطرب دلخسته عاشق بزن زخمو بزن تار
که عاشق شدم انگار
دل بی ابروگفته تو گوشم فقط یار فقط یار
بدون شرمو انکار
اشفته تر از زلف پریشون نگارم
عاشق شدمو منتظر بله یارم
برای رفتنو اوردنش بخونه خود
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم
ای مطرب عاشق دردمو دوا کن
بیگانه دلم را با من اشنا کن
ازروزی که دلدار گفته اونو میخواد
این بی ابرو دل برده منو ازیاد
عشق اومدو از را نرسیده
نشناخته منو حرفای دل رو نشنیده
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد

ای مطرب عاشق دردمو دوا کن
بیگانه دلم را با من اشنا کن
ازروزی که دلدار گفته اونو میخواد
این بی ابرو دل برده منو ازیاد
عشق اومدو از را نرسیده
نشناخته منو حرفای دل رو نشنیده
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد
ای مطرب دلخسته عاشق بزن زخمو بزن تار
که عاشق شدم انگار
دل بی ابروگفته تو گوشم فقط یار فقط یار
بدون شرمو انکار
اشفته تر از زلف پریشون نگارم
عاشق شدمو منتظر بله یارم
برای رفتنو اوردنش بخونه خود
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:30 توسط ya3r |

گم

من جه تلخم امشب از تو
کنج اين قـفـس نازنـيـنـم

رازقـي کــو , کــو تـرانـه
تـو کجـايي پـس نازنـيـنـم

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم

تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم

از هـجـوم گريـه گـم شد
غــزل آواز عـشـــق مــا

جـامــه آتـش بـه تـن کرد
پــر پــرواز عـشـــق مــا

تـو که رفتـي از شب من
غــزل و تـرانـه گــم شد

رنگـي از رنگـين کمـان و
پري از پـروانـه گــم شد

بي تو تا من بي تو تا شب
يک غزل کم يک غزل گم

لحظه خالي لحظه خسته
نــه تــرانـه , نــه تــرنـم

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم

تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم

من جه تلخم امشب از تو
کنج اين قـفـس نازنـيـنـم

رازقـي کــو , کــو تـرانـه
تـو کجـايي پـس نازنـيـنـم

بـه کـجـا بــرگـــردم از تـو
بـه چـه سمت بي پناهي

هـر طـرف ورطـه وحشت
هـر طـرف شــط تبـاهـي

بي تو تا من بي تو تا شب
يک غزل کم يک غزل گم

لحظه خالي لحظه خسته
نــه تــرانـه , نــه تــرنـم

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم

تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:30 توسط ya3r |

فریاد

فرياد نزن ای عاشق
من صدايت را درون
قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو
با ذهن خود می نگرم
فرياد نزن ای عاشق
فرياد نزن !

مريم جلالی:
بی سبب نيست چنين فريادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط زندگيه
هم خودم هم تورو بر باد دادم
بی گناه در دام عشق افتادم

ب:
اگر احساسمو می فهميدی
قلبتو دوباره می بخشيدی
لحظه ی پايان اين ديدار را
روز آغازی دگر می ديدی

م:
اگه بيهوده نمی ترسيدم
عشقو آن گونه که هست می ديدم
شايد اين لحظه ی غمگين وداع
قلبمو دوباره می بخشيدم
کاش از اين عشق نمی ترسيدم !

ب:
ما سزاواريم اگر گريانيم
اين چنين خسته و سرگردانيم
ما که دانسته به دام افتاديم
چرا از عاشقی رو گردانيم ؟

هردو:
وقتی پيمان دل و می بستيم
گفته بوديم فقط عاشق هستيم
ولی با عشق نگفتيم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نابرابر هستیم

ب:
نه گناهکاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه ی تقدیریم
هردو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دل و احساس خود درگیریم

م:
بیشتر از همیشه دوستت دارم
گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم
زیر آوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم

ب:
تو که همدردی مرا یاری بده
به من عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفاداری بده !
تو به من قول وفاداری بده !

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:29 توسط ya3r |

چشم انتظار

دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو
دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو

سر سر نار آمدی
واسه ی شکار آمدی
سر سر نار آمدی
واسه ی شکار آمدی
شکارو بانه کرده
دیدن یار آمدی
شکارو بانه کرده
دیدن یار آمدی

به دستت جام آب باشد گل من
جمالت ماه نو باشد گل من
همان روزی که رفتی از بر من
دلم پیشت گرو باشد گل من
همان روزی که رفتی از بر من
دلم پیشت گرو باشد گل من

از دور می نمایی
خنده به رو میایی
از دور می نمایی
خنده به رو میایی
نقشت کشم به دیوار
از بس که خوش نمایی
نقشت کشم به دیوار
از بس که خوش نمایی

سرم بالین تنم بستر نداره
دلم جز عشق تو در سر نداره
نهد دور از تو هر کس سر به بالین
الهی سر ز بالین بر نداره
نهد دور از تو هر کس سر به بالین
الهی سر ز بالین بر نداره

دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو
دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:29 توسط ya3r |

نمیبازم

نمی بازم به بی رنگی به کوه و معبر سنگی
به پاییز و غروب عصر دلتنگی نمی بازم
نمی سازم من خاکی سرایی با دل شاکی
تو دنیایی که خالی مونده از پاکی نمی سازم

اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من
اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم پیکر عشق و تو دنیای تو می سازم
که ساختم من

نیازم را بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفس گیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که می میرم !

اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من
اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم پیکر عشق و تو دنیای تو می سازم
که ساختم من

نیازم را بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفس گیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که می میرم !

اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من !

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:28 توسط ya3r |

نصف خواب

چــقـدر از مـن تـا تـو راهـه
جاده بدجوري سـيـاهه
ســـايـه تـو گـوشــه گــيره
سايه اي که سر پنـاهه

از کي بـايـد تو رو پـرســيـد
لحظه هاي تو رو فهميد
مگه مي شه از تو برگشت
نمي شه تو رو نبخشيد

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

چـنـد تـا خواب نصفه مونده تا سحر
چـنـد تـا هق هق مونده تا ته سفر

چـنـد تـا باغـچـه تـا حـيـات بـچـگـي
چـنـد تـا نامه خيـس گريـه پشت در

چند تـا شـيـون مونده تا لبـخـنـد من
چند تـا بوسه مونده تا عاشق شدن

خواب آبي خواب آفتـابي مي خوام
رنــگ دريـا مـوجـاي شــکن شــکن

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

چـنـد تـا خواب نصفه مونده تا سحر
چـنـد تـا هق هق مونده تا ته سفر

چـنـد تـا باغـچـه تـا حـيـات بـچـگـي
چـنـد تـا نامه خيـس گريـه پشت در

چند تـا شـيـون مونده تا لبـخـنـد من
چند تـا بوسه مونده تا عاشق شدن

خواب آبي خواب آفتـابي مي خوام
رنــگ دريـا مـوجـاي شــکن شــکن

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:28 توسط ya3r |

آواز خاموش


رو به گريه بازه جانم دلم از دنـيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صـدا گرفته

گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن گريه کن اي تــرانـــه فراموش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر

گريه کن گريه من لحظه هاي آخر

از کجای شرجي شب مي شـه دريا رو صدا زد

به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد

رو به گريه باز جانم دلم از دنيا گرفته

تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته

گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن گريه کن اي تــرانـه فـرامـوش

کي صــدا زد مـنو از شـب من که مغـلوب دوباره ام

شب شب تاريک وخاموش من پر از نعش ستاره ام

اين کدوم لحظه درده شـب چـنـدم عذابه

که دقيقه قرن سرشار از تلاطم عذابه

گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن گريه کن اي تــرانـه فرامــوش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر

گريه کن گريه من لحظه هاي آخر

از کجا شرجي شب مي شه دريا رو صدا زد

به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد

رو به گريه بازه جانم دلم از دنيا گرفته

تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته

گريه کن...گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن...گريه کن اي تـرانـه فـرامــوش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر

گريه کن گريه من لحظه هاي آخر


برچسب‌ها: بیژن مرتضوی
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:27 توسط ya3r |

هستی توي دنيا چی می خواهی كه به پاهات بريزم

همه هستيمو من به سراپات می ريزم

لب پر خنده می خواهی بيا لبهام مال تو

چشم پر گريه می خواهی اگه چشمام مال تو

بيا تا برات بگم من وجودم مال تو بزار تا فدات بشم

من غرورم مال تو اگه بازيچه می خواهی بيا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خواهی سيل اشكم مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی دونم

واسه دل زندگی كردن تو رو می خواهم خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:26 توسط ya3r |

ترانه خط بکش ( آلبوم کوچه ) : ترانه ای زيبا که آقا هومن درخواست کرده بود

 آهنگساز : پرويز قدر خانی
ترانه سرا : منصور خراسانی


رو اسم من خط بكش عكس منو بد بكش
بين من و عشق من ديوار نكش سد بكش
مثل يه حرف ساده كه نقطه هاش افتاده
عشقمو از من جدا شكل منو بد بكش
سادگی های عشقمو رنك و ريا نشون بده
يه عكس تازه ای بكش كه لحظه لحظه جون بده
وقتی كه خط كشيدی عكسمو بد كشيدی
من واسه خط كشی هات ميميرم و زنده می شم
با همه سركشی هات يه روز برنده می شم


+ نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 19:26 توسط ya3r |