میدونی دل اسیره
اسیره تا بمیره
میدونی بدون تو
دلم آروم نگیره
میدونی دل تنگ تو
نموده آهنگ تو
ولی بیهوده جوید
بسی بیهوده پوید
به من بگو بی وفا
حالا یار که هستی
خزان عمرم رسید
نو بهار که هستی
میخوام برم دور دورا
دلم طاقت نداره
دست غم تو داره
روزامو می شماره
میدونی دل اسیره
اسیره تا بمیره
میدونی بدون تو
دلم آروم نگیره
میدونی دل تنگ تو
نموده آهنگ تو
ولی بیهوده جوید
بسی بیهوده پوید
به من بگو بی وفا
حالا یار که هستی
خزان عمرم رسید
نو بهار که هستی
میخوام برم دور دورا
دلم طاقت نداره
دست غم تو داره
روزامو می شماره
میدونی دل اسیره
اسیره تا بمیره
میدونی بدون تو
دلم طاقت نگیره
میدونی دل تنگ تو
نموده آهنگ تو
ولی بیهوده جوید
بسی بیهوده پوید
آدم که یاد گذشته هاش میفته
چشمونش از گریه اشک آلود میشه
تصویری از روزهای رفته میبینه
که در اون هر چهره ای نابود میشه
هر پرستویی که به سویی میپره
خبر پایون فصلی رو میبره
هر گل تازه ای که چشم باز میکنه
به خودم میگم که این نیز میگذره
میگذره میگذره
میگذره میگذره
کوچه های خاکی تهرون قدیما
پر ز آواز نشاط بچه ها بود
شهر فرنگی تو اون دنیای کوچک
قصه هاش شیرین ترین قصه ها بود
هر پرستویی که به سویی میپرید
خبر آغاز فصل ها رو میشنید
هر گل تازه ای که چشم باز می نمود
شاهد روزای خوب کودکی بود
کودکی بود کودکی بود
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه
با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کوی او . دل دیوانه
پنهان کردم در خاکستر غم
آن همه آرزو . دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه
با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کوی او . دل دیوانه
پنهان کردم در خاکستر غم
آن همه آرزو . دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه
دلم ای دل غافل نذار تنها بمونی
دیگه چشماتو وا کن ببین رفته جوونی
میخوام بیست ساله باشم
میخوام سی ساله باشم
میخوام وقتی بهاره گل امساله باشم
دلم ای دل غافل نذار تنها بمونی
دیگه چشماتو وا کن ببین رفته جوونی
چه زود میرسه سرمای زمستون
میاد برف رو گلا رو میپوشونه
دیگه هیچی حنام رنگی نداره
همین موی سفیدم یه نشونه
چقدر خاطره از عشق تو این موی سفیده
بازم دل میشه عاشق همینم یه امیده
چقدر خاطره از عشق تو این موی سفیده
بازم دل میشه عاشق همینم یه امیده
میخواستم که منم اهل دیاری
که باغاش گل و بلبل داره باشم
دوباره مثل روزای جوونی
یه خوشبخت و یه آتیش پاره باشم
چقدر خاطره از عشق تو این موی سفیده
بازم دل میشه عاشق همینم یه امیده
چقدر خاطره از عشق تو این موی سفیده
بازم دل میشه عاشق همینم یه امیده
دلم ای دل غافل نذار تنها بمونی
دیگه چشماتو وا کن ببین رفته جوونی
میخوام بیست ساله باشم
میخوام سی ساله باشم
میخوام وقتی بهاره گل امساله باشم
دلم ای دل غافل نذار تنها بمونی
دیگه چشماتو وا کن ببین رفته جوونی
میخوام بیست ساله باشم
میخوام سی ساله باشم
میخوام وقتی بهاره گل امساله باشم
لبات مثل اناره ازش بوسه میباره
ببین لبای تشنم چقدر فاصله داره
لبات مثل اناره ازش بوسه میباره
ببین لبای تشنم چقدر فاصله داره
بیا قلبمو نشکن تو که اهل صفایی
غم آشنا تو بودی . چه شد که بی وفایی
تو که مظهر عشقی ز خود داری هذر کن
با اون ناز نگاهت به من گاهی نظر کن
وقتی که هستی ماه و ستاره
در نظر من جلوه نداره
وقتی که هستی ماه و ستاره
در نظر من جلوه نداره
میدونی من فداتم . فدای چشم سیاتم
اگه خاکی نباشه . من خاک زیر پاتم
قسم به روی ماهت . به اون چشم سیاهت
شب و روزمو تنها . نشستم چشم به راهت
بیا مظهر عشقم به من گاهی وفا کن
به این قلب شکسته به دست خود دوا کن
بیا مظهر عشقم به من گاهی وفا کن
به زخم قلب خستم به دست خود دوا کن
لبات مثل اناره ازش بوسه میباره
ببین لبای تشنم چقدر فاصله داره
لبات مثل اناره ازش بوسه میباره
ببین لبای تشنم چقدر فاصله داره
بیا قلبمو نشکن تو که اهل صفایی
غم آشنا تو بودی . چه شد که بی وفایی
تو که مظهر عشقی ز خود داری هذر کن
با اون ناز نگاهت به من گاهی نظر کن
وقتی که هستی ماه و ستاره
در نظر من جلوه نداره
وقتی که هستی ماه و ستاره
در نظر من جلوه نداره
میدونی من فداتم . فدای چشم سیاتم
اگه خاکی نباشه . من خاک زیر پاتم
قسم به روی ماهت . به اون چشم سیاهت
شب و روزمو تنها . نشستم چشم به راهت
بیا مظهر عشقم به من گاهی وفا کن
به این قلب شکسته به دست خود دوا کن
بیا مظهر عشقم به من گاهی وفا کن
به زخم قلب خستم به دست خود دوا کن
روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصهُ مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینهُ سردم این شهر سکوت
دیوار سکوت ز صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینهُ من
فریاد دلم به لبانم بنشست
خورشید منی منم آن بوته دشت
من زنده ام از نور تو ای چشمه نور
دریای منی منم آن قایق خورد
ناگه تو مرا میبری بر ساحل دور
اکنون تو مرا همه شوری و صدا
اکنون تو مرا همه نوری و امید
در باغ دلم بنشین بار دگر
ای پیکر تو چو گل یاس سپید
در سینهُ سردم این شهر سکوت
دیوار سکوت به صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینهُ من
فریاد دلم به لبانم بنشست
روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصهُ مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینهُ سردم این شهر سکوت
دیوار سکوت ز صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینهُ من
دلم امشب چه گرفته
رو لبام خنده هام مردن
همه ی آدما انگار
منو از یاد دیگه بردن
تا تو رفتی همه چیم رفت
دیگه هیچکی فکر من نیست
دل بی تو نا امیدم
مال این سینه من نیست
زندگیم با تو قشنگه
بی تو تاریک بی تو تنگه
دل عاشقا همیشه
زخمیه دستای سنگه
زخمیه دستای سنگه
همه جا اسمتو گفتم
اگه بودم اگه رفتم
از صدای تو شنیدم
که به عاشقی رسیدم
زندگیم با تو قشنگه
بی تو تاریک بی تو تنگه
دل عاشقا همیشه
زخمیه دستای سنگه
زخمیه دستای سنگه
دلم امشب چه گرفته
رو لبام خنده هام مردن
همه ی آدما انگار
منو از یاد دیگه بردن
تا تو رفتی همه چیم رفت
دیگه هیچکی فکر من نیست
دل بی تو نا امیدم
مال این سینه من نیست
زندگیم با تو قشنگه
بی تو تاریک بی تو تنگه
دل عاشقا همیشه
زخمیه دستای سنگه
زخمیه دستای سنگه
نفسم پر از صداته
تن عاشقم فداته
ثروتم یه قلب پاکه
دست تو دست نجاته
واسه رفتن دیگه دیره
دل من اینجا اسیره
عزیزم عزیزترینه
عاشق قدیمی پیره
عاشق قدیمی پیره
دنیا رو من می بـینم ،توی چشای خستت
سایهء غم نشسته ،
روی لبای بستت روی لبای بستت
قفل سُـکوتُ بشکن ،دنیای ما قشنگه
دنیای پاک عاشق ،
آسمونش یه رنگه آسمونش یه رنگه
قلب من از تو روشنه ،بَرکـَتِ صبح روشنی
بی تو نمیتونم باشم ،هر جا برَم تو با منی
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو دارم
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو دارم
تو خلوت یه کوهی ،غروب چشمه ساری
یه آهوُی نجیبی ،پرندهء بهاری پرندهء بهاری
تـَنِت مثه کویره ،کویر گرمو خاکی
تو تشنه ای ولیکن ،
همیشه خوبو پاکی همیشه خوبو پاکی
قلب من از تو روشنه ،بَرکـَتِ صبح روشنی
بی تو نمیتونم باشم ،هر جا برَم تو با منی
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو دارم
گریه بارون بی تو پری جون
گلا رو پرپر کرده تو گلدون
جای تو خالی مونده تو خونه
چلچله شعر کوچو می خونه
وقتی صدای پای تو میپیچه
کوچه خلوت شهر صدا میشه
عطر اقاقی تو ذهن شب گردا
مثل هوای پرسه رها میشه
پری جون گلای تو پرپر نمیشه
بمون تا همیشه بمون تا همیشه
شهر سکوت از بوی تو لبریزه
بوی تو بوی غربت پائیزه
خاطره های تو مثل پروازه
برگای زرد از شاخه غم انگیزه
ببین پری جون گلا رو چیدن
مرغای عاشق به خون تپیدن
دلم می گیره وقتی میبینم
مردا به مرز گریه رسیدن
تو کوچه باغ خاطره مردی
میزنه پرسه با تن خسته
چه انتظاره تلخیه موندن
پشت درای همیشه بسته
وقتی صدای پای تو می پیچه
کوچه خلوت شهر صدا میشه
عطر اقاقی تو ذهن شب گردا
مثل هوای پرسه رها میشه
پری جون گلای تو پرپر نمیشه
بمون تا همیشه بمون تا همیشه
شهر سکوت از بوی تو لبریزه
بوی تو بوی غربت پائیزه
خاطره های تو مثل پروازه
برگای زرد از شاخه غم انگیزه
ببین پری جون گلا رو چیدن
مرغای عاشق به خون تپیدن
دلم می گیره وقتی میبینم
مردا به مرز گریه رسیدن
ذلیل و بیچاره تر از من نیست در روی تو
خمیده شد پشت من از غم چون ابروی تو
گرفته هر کس ز لب لعل تو کام دل خود
نشد روا کامم ز تو وای وای بر دل من
به مجلس بیگانگان نوشی باده ناب
به هر کجا می روی با هر کس مست و خراب
خبر نداری ز حال خود با مردم که چه سان
کند بس آزار و ستم وای وای بر دل من
کسی چو من قدر تو را کی داند صنما
به راه عشق تو دهم جان و دل به فدا
بیا بنه رسم ستم به یک سو دلبر من
شوی پشیمان به خدا وای وای بر دل من
غروبا که میشه روشن چراغا
میآن از مدرسه خونه کلاغ ها
یاد حرف های اون روزت میوفتم
که تا گفتی به جون و دل شنفتم
عجب غافل بودم من ، اسیر دل بودم
من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
یادت میآد به من گفتی چی کار کن؟
گفتی از مدرسه امروز فرار کن
فرار کردم من اون روز زنگ آخر
نرفتم مدرسه تا سال دیگر
عجب غافل بودم من ، اسیر دل بودم
من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
غروبه بر میگردن باز کلاغا
به یادم باز میاد اون کوچه باغا
هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی
هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی
عجب غافل بودم من ، اسیر دل بودم
من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
یادت میآد به من گفتی چی کار کن؟
گفتی از مدرسه امروز فرار کن
فرار کردم من اون روز زنگ آخر
نرفتم مدرسه تا سال دیگر
عجب غافل بودم من ، اسیر دل بودم
من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
غروبه بر میگردن باز کلاغا
به یادم باز میاد اون کوچه باغا
هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی
هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی
عجب غافل بودم من ، اسیر دل بودم
من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
تا سرو گردن ناز تو پیدا میشه
تو کوچه تندو تند پنجره ها وا میشه
عاشق بینوا غرق تماشا میشه
عاشق بینوا غرق تماشا میشه
وقتی از خونه عزم سفر میکنی دل میگه اومد
دل میگه اومد
وقتی از کوچه ی ما گذر میکنی
دل میگه اومد
دل میگه اومد
میدونم میدونم
قد رعنا داری
چشمای زیبا داری خیلی تماشا داری
تو باید بدونی که منم دل دارم
چند ساله تو این محل حق ابو گل دارم
تا سرو گردن ناز تو پیدا میشه
تو کوچه تندو تند پنجره ها وا میشه
عاشق بینوا غرق تماشا میشه
عاشق بینوا غرق تماشا میشه
میدونم میدونم
قد رعنا داری
چشمای زیبا داری خیلی تماشا داری
تو باید بدونی که منم دل دارم
چند ساله تو این محل حق ابو گل دارم
تا سرو گردن ناز تو پیدا میشه
تو کوچه تندو تند پنجره ها وا میشه
عاشق بینوا غرق تماشا میشه
عاشق بینوا غرق تماشا میشه
وقتی از خونه عزم سفر میکنی دل میگه اومد
دل میگه اومد
وقتی از کوچه ی ما گذر میکنی
دل میگه اومد
یادت میاد که اون روز لب دریا
تو ساحل رو شنا بازی می کردیم
سر یه بوسه با هم شرط می بستیم
توی دریا ریگ اندازی می کردیم
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
با انگشتم رو شن ها می نوشتم
دوست دارم دوست دارم همیشه
روی نوشته هام شن میپاشیدی
می گفتی دیگه دل بچه نمیشه
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
اون روز عروس دریا تو بودی
اون روز بلای دلها تو بودی
اون روز گل بی همتا تو بودی
اون روز عروس دریا تو بودی
اون روز بلای دلها تو بودی
اون روز گل بی همتا تو بودی
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
یادت میاد که اون روز لب دریا
تو ساحل رو شنا بازی می کردیم
سر یه بوسه با هم شرط می بستیم
توی دریا ریگ اندازی می کردیم
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
با انگشتم رو شن ها می نوشتم
دوست دارم دوست دارم همیشه
روی نوشته هام شن میپاشیدی
می گفتی دیگه دل بچه نمیشه
افسوس که گذشته دیگه بر نمی گرده
کوچولوی من تویی تو تویی تو
آهوی من تویی تو تویی تو
تو یاس سفیدی قربون ناز و ادات
تو نور امیدی قربون قد و بالات
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
قربون اون خنده هات برم من
قربون اون گریه هات برم من
مرواری از اون چشات میریزه
قربون اشک چشات برم من
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
کوچولوی من تویی تو تویی تو
آهوی من تویی تو تویی تو
تو یاس سفیدی قربون ناز و ادات
تو نور امیدی قربون قد و بالات
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
قربون اون خنده هات برم من
قربون اون گریه هات برم من
مرواری از اون چشات میریزه
قربون اشک چشات برم من
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
بابا رو بوس کن که تو دنیای منی
تو گل آلاله زیبای منی
میخونم به هوای تو پریچهر
چقدر خالیه جای تو پریچهر
دلم کرده هوایت وای پریچهر
دلم تنگ برایت
تو رو میطلبم لحظه به لحظه
توئی تاب و تبم لحظه به لحظه
چشات شهر منه که شهر قصست
برای هر شبم لحظه به لحظه
تو از هزار و یک شبی پریچهر
به جز تو زندگی هیچه پریچهر
یه دنیا همه هیچه وای پریچهر
دنیا بی تو هیچه
من از نگاه تو شب و شناختم
غزل دیدم و عاشقانه ساختم
تو هر بیت غزل قصه ی چشمات
دلم قافیه شد قافیه باختم
شب چشم تو قیمتی ترینه
به انگشتر عمر من نگینه
همه دنیای من فقط همینه
همین شرقی ترین شهر زمینه
تو از هزار و یک شبی پریچهر
به جز تو زندگی هیچه پریچهر
یه دنیا همه هیچه وای پریچهر
دنیا بی تو هیچه
تو معجون گل و مخمل نوری
پریواره ی قصه های حوری
تموم قصه ها بی تو میمیرن
که تو حوصله ی سنگ صبوری
تو رو میطلبم لحظه به لحظه
توئی تاب و تبم لحظه به لحظه
چشات شهر منه که شهر قصست
برای هر شبم لحظه به لحظه
تو از هزار و یک شبی پریچهر
به جز تو زندگی هیچه پریچهر
یه دنیا همه هیچه وای پریچهر
دنیا بی تو هیچه
تو رو میطلبم لحظه به لحظه
توئی تاب و تبم لحظه به لحظه
چشات شهر منه که شهر قصست
برای هر شبم لحظه به لحظه
تو از هزار و یک شبی پریچهر
به جز تو زندگی هیچه پریچهر
یه دنیا همه هیچه وای پریچهر
دنیا بی تو هیچه
بــــاز
ای الهه ی ناز
با دل من بســـاز
کین غم جان گداز
برود ز برم
گــــــر
دل من نیاسود
از گناه تو بود
بیا تا ز سر
گنهت گذرم
بــــاز
می کنم دست یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز
ز خاطر ببرم
گــــر
نکند تیر خشمت دلم را هدف
به خدا همچون مرغ پر شور و شعف
به سویت بپرم
آنکه او ز غمت دل بندد چون من کیست
ناز تو بیش از این بهر چیست
تو الهه نازی، در بزمم بنشین
من تو را وفادارم، بیا که جز این
نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر
به خدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثرم
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
تو اون ابر بلندی كه دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل نوری كه هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی كه هرگل بهارو از تو داره
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره
منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
تو آخرین كلامی كه شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون كه شوكت عشق بمونه كه قصه گوی عشقی
نگو كه حرمت عشق شكسته تو آبروی عشقی
منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن
ای خالق هر قصه من این منو این تو
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
بگو به یارم نکن آزارم
بگو برگرده چشم به راشم من
خاطر خاشم من چشم به راشم من
خاطر خاشم من
من برات هر چی میگفتم همه از دل بود
همه از دل بود همه از دل بود
تو برام هر چی میگفتی همه باطل بود
همه باطل بود همه باطل بود
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
بگو به یارم که دوسش دارم
بگو برگرده چشم به راشم من
خاطر خاشم من چشم به راشم من
خاطر خاشم من
من برات هر چی میگفتم همه از دل بود
همه از دل بود همه از دل بود
تو برام هر چی میگفتی همه باطل بود
همه باطل بود همه باطل بود
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
بگو به یارم که دوسش دارم
بگو برگرده چشم به راشم من
خاطر خاشم من
چشم به راشم من خاطر خاشم من
من برات هر چی میگفتم همه از دل بود
همه از دل بود همه از دل بود
تو برام هر چی میگفتی همه باطل بود
همه باطل بود همه باطل بود
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
کفتر کاکل به سر های های
این خبر از من ببر وای وای
بگو به یارم که دوسش دارم
بگو برگرده چشم به راشم من
خاطر خاشم من
چشم به راشم من
خاطر خاشم من
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
هر کاکل زر همسری دارد
در خانه ی عشق دلبری دارد
هر کاکل زر همسری دارد
در خانه ی عشق دلبری دارد
آی سبزه نگار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی سبزه نگار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
ما را ز غمت خانه میاید
بر موی سیاه شانه میاید
ما را ز غمت خانه میاید
بر موی سیاه شانه میاید
آی سبزه نگار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی سبزه نگار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
هر کاکل زر همسری دارد
در خانه ی عشق دلبری دارد
هر کاکل زر همسری دارد
در خانه ی عشق دلبری دارد
آی سبزه نگار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی سبزه نگار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آی انار انار بیا به بالینم
شبنم گل نار بیا به بالینم
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
میری و سراغم نمیای
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
تو قلب این شهر شلوغ
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
امان از این جدایی
آهوی من کجایی
دلم هواتو کرده
کی پیش من میایی
آهوی مست دشتی
دنبال عشق میگشتی
نقشتو جا گذاشتی
رفتی و برنگشتی
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
میری و سراغم نمیای
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
بیا که دلم نازک مثل شیشه
اگر تو یار من باشی چی میشه
توی دل من عشق تو کرده ریشه
آهوی من دوست داره همیشه
دوست دارم همیشه
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
میری و سراغم نمیای
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
تو قلب این شهر شلوغ
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
امان از این جدایی
آهوی من کجایی
دلم هواتو کرده
کی پیش من میایی
آهوی مست دشتی
دنبال عشق میگشتی
نقشتو جا گذاشتی
رفتی و برنگشتی
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
میری و سراغم نمیای
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
تویی که میگی دوستم داری
تو قلب این شهر شلوغ
به کی منو اینجا میسپاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
آهوی دشت زنگاری
باز باز باز باز باز باز
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
پشتتو کردی بر من بگو مگو نداره
رو کن به هر کی خواستی گل پشت و رو نداره
پشتتو کردی بر من بگو مگو نداره
رو کن به هر کی خواستی گل پشت و رو نداره
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
برو برو برو برو برو برو
به هر کی خواستی رو کن
برو برو برو برو برو برو
دنیا رو زیر و رو کن
تو که پیش روم حرفی واسم نداری
پشت سرم کم دیگه گفتگو کن
کم دیگه گفتگو کن کم دیگه گفتگو کن
کم دیگه گفتگو کن
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
باز باز باز باز باز باز
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
باز باز باز باز باز باز
پشتتو کردی بر من بگو مگو نداره
رو کن به هر کی خواستی گل پشت و رو نداره
پشتتو کردی بر من بگو مگو نداره
رو کن به هر کی خواستی گل پشت و رو نداره
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی
دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتی
یکی دیگه داشتی رفتی
صدايم كن اي صداي تو شيشه شب را سنگ ويراني
صدايم كن اي صداي تو پرده شب را چنگ ويراني
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن صدايم كن صدايم كن
صداي تو خنجر صداي تو سنگر
از اين دام وحشت رهايم كن
بخوان آواز هميشه سبز رها شدن از شب خسته
كه تا شكوفد گلهاي سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم
صدايم كن صدايم كن صدايم كن
در اين فصل گلگون در اين باغ پرپر
براي شكفتن رهايم كن
ببين شب خون به باغ گلگون چگونه دشنه مي بارد
بخوان و بخوانيم سرود شكفتن
كه شام خون سحر دارد سحر دارد سحر دارد
صدايم كن اي صداي تو بانگ بيداري در ديار ما
صدايم كن اي صداي تو شعر سرخ خشم تبار ما
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن صدايم كن صدايم كن
خواستن تو
نه عشقه و نه عادته
دیدن تو
به حرمت زیارته
اما میخوام
تو دستای تو گم بشم
فنا شدن در تو برام نهایته
نیاز تو
چراغ خونه ی منه
هرجا باشی
چراغ خونت روشنه
یادت باشه
حتی اگه من نباشم
یکی تو رو تو خونه فریاد میزنه
بی خوده با تو بودنم
مست به تو رسیدنم
مست تر از سوء شراب
خراب عشق تو منم
خراب عشق تو منم
خواستن تو
نه عشقه و نه عادته
دیدن تو
به حرمت زیارته
اما میخوام تو دستای تو گم بشم
فنا شدن در تو برام نهایته
ازت میخوام حتی اگه پشت هزارتا کوه باشی
یادت باشه چراغ خونمون واسه تو روشنه
حتی اگه من نباشم
چراغ عشق تو خونمون
تا تو بیای
همیشه سو سو میزنه
حرفای من
زمزمه ی یه خواهشه
نه التماس
نه خواهشه نوازشه
فقط توئی حرف همه وجود من
وقت دعا زمزمه ی سجود من
ازت میخوام حتی اگه اونور لحظه ها بری
یادت باشه چراغ خونمون واسه تو روشنه
حتی اگه من نباشم
چراغ عشق تو خونمون
تا تو بیای
همیشه سو سو میزنه
نیاز تو چراغ خونه ی منه
هر جا باشی
چراغ خونت روشنه
یادت باشه
حتی اگه من نباشم
یکی تو رو تو خونه فریاد میزنه
دلت می خواد برای تو خود رو فدایی کنم
همیشه احساس کمی یا بینوایی کنم
دلت می خواد غرور من جام تو دستت باشه
وقتی تا فریاد میزنی من بی صدایی کنم
بی صدایی کنم
حس می کنم خسته ام عزیز خودخواه من
نذار که دوتا بشه راه تو و راه من
دلت می خواد کوه باشی دلت می خواد کاه باشم
تو بر سر زبون و من قصه کوتاه باشم
حس می کنم خسته ام عزیز خودخواه من
نذار که دوتا بشه راه تو و راه من
کاشکی میشد ترک تو و این آشنایی کنم
به خاطرات پشت سر بی اعتنایی کنم
دلت می خواد دلهره سایش توی قلبم باشه
همیشه وحشت از زمان های جدایی کنم
حس می کنم خسته ام عزیز خودخواه من
نذار که دوتا بشه راه تو و راه من
دلت می خواد برای تو خود رو فدایی کنم
همیشه احساس کمی یا بینوایی کنم
دلت می خواد غرور من جام تو دستت باشه
وقتی تا فریاد میزنی من بی صدایی کنم
بی صدایی کنم
حس می کنم خسته ام عزیز خودخواه من
نذار که دوتا بشه راه تو و راه من
حس می کنم خسته ام عزیز خودخواه من
نذار که دوتا بشه راه تو و راه من
بیا با من بزن جام
بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرام
که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم
نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم
که من یار تو هستم
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاکترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس
تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس
پنهون نشو از من گریزون نشو از من
دور تو بگردم روگردون نشو از من
روگردون نشو از من
حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاکترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
گل مهتاب كجايي
شراب خواب كجايي
منو درياب كجايي كجايي كجايي
آهاي با من شكفته
دوست دارم رو گفته
آهاي بي تاب كجايي كجايي كجايي کجایی
بيا دورت بگردم
كجا برات بگردم
كجا نفس مي كشي
دور هوات بگردم
به چشم كي نگاته
به گوش كي صداته
اسم كدوم غريبه
عزيزم آشناته آشناته
امشب اي ماه من
واست دلم سنگه
جا براي تو نيست از بس دلم تنگه
امشب از ياد تو دلگير دلگيرم
من خودت رو مي خوام از ياد تو سيرم
بيا دورت بگردم
كجا برات بگردم
كجا نفس مي كشي
دور هوات بگردم
به چشم كي نگاته
به گوش كي صداته
اسم كدوم غريبه
عزيزم آشناته آشناته
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
گاهی از مدرسه و کیف و کتاب گفتی برام
گاهی از شیطونی های بی حساب گفتی برام
گاهی از مردم بی عاطفه نالیدی واسم
گاهی از عاشقی و رنج و عذاب گفتی برام
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
کاشکی میشد که بخندم همیشه
چه کنم دست خودم نیست نمیشه
دیگه اون روزهای زیبا نمیاد
دیگه اون خنده به لبها نمیاد
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
گاهی از مدرسه و کیف و کتاب گفتی برام
گاهی از شیطونی های بی حساب گفتی برام
گاهی از مردم بی عاطفه نالیدی واسم
گاهی از عاشقی و رنج و عذاب گفتی برام
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
زندگی راستی چه زود میگذره
آدم از فردای خود بی خبره
خونه این خونه ویرون
واسه من هزارتا خاطره داره
خونه این خونه تاریک
چه روزایی رو به یادم میاره
اون روزا یادم نمیره
دیواره خونه پر از پنجره بود
تا افق همسایه ی ما
دریا بود ستاره بود منظره بود
خونه خونه جای بازی
برای آفتاب و آب بود
پر نو واسه بیداری
پر سایه واسه خواب بود
پدرم میگفت قدیما
کینه هامونو دور انداخته بودیم
توی برف و باد و بارون
خونه رو با قلبامون ساخته بودیم
خونه عشقه مادرم بود
که تو باغچش گل اطلسی میکاشت
خونه روح پدرم بود
چیزی رو هم پای خونه دوست نداشت
خونه خونه جای بازی
برای آفتاب و آب بود
پر نو واسه بیداری
پر سایه واسه خواب بود
سیل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت
پلا رو شکست و برد
زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سیل
خونه رو ویرونه کرد
پدر پیرمو کشت
مادر و دیوونه کرد
حالا من موندم و این ویرونه ها
پر خشم و کینه ی دیوونه ها
منه زخمی منه خسته منه پاک
مینویسم آخرین حرف و رو خاک
کی میاد دست توی دستم بذاره
تا بسازیم خونمونو دوباره
کی میاد دست توی دستم بذاره
همه میگن ای داد و بیدا
فلانی هم به دامش افتاد
کاره دله دلم می خواد
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
هر کی میرسه این روزا زخم زبونم میزنه
زخم زبون این و اون آتیش به جون میزنه
اگه بلا نازل بشه آب دریا ها گل بشه
جونم فدای دل بشه
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
مردم هر چی میخوان بگن بذار بگن
از حرف این و اون گذشته کار من
همه میگن ای داد و بیدا
فلانی هم به دامش افتاد
کاره دله دلم می خواد
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
هر کی میرسه این روزا زخم زبونم میزنه
زخم زبون این و اون آتیش به جون میزنه
اگه بلا نازل بشه آب دریا ها گل بشه
جونم فدای دل بشه
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
مردم هر چی میخوان بگن بذار بگن
از حرف این و اون گذشته کار من
همه میگن ای داد و بیدا
فلانی هم به دامش افتاد
کاره دله دلم می خواد
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
دوستش دارم بله دوستش دارم
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بیرون از خانه دلا همه سنگ
هر چی میبینی رنگه و نیرنگ
تو مثل یه پر میبردت باد
حتی یادت هم میبرند از یاد
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بمیرم واسه ی تو
چه رنجا نکشیدی
چه خسته دل تنها
چه حرفا که شنیدی
حالا برگشتی بازم تو سینه
میدونی تنها منو داری
میدونم شیطون بلای جونم
منو باز آروم نمیذاری
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بمیرم واسه ی تو
چه رنجا نکشیدی
چه خسته دل تنها
چه حرفا که شنیدی
حالا برگشتی بازم تو سینه
میدونی تنها منو داری
میدونم شیطون بلای جونم
منو باز آروم نمیذاری
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بیرون از خانه دلا همه سنگ
هر چی میبینی رنگه و نیرنگ
تو مثل یه پر میبردت باد
حتی یادت هم میبرند از یاد
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
نگو که شراب نداری خودت شراب نابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
رنگ قرمز شراب خیام
که از دلش میبرد غصه ایام
رنگ اون شراب ناب شیراز
که حافظو میبرد به اوج پرواز
رنگ باده ی شبهای سعدی
که مست میکرد اونو تا صبح بعدی
رنگ هر چه خون در رگه تاکی
توی اون موهای قشنگ و پاکه
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
نگو که شراب نداری خودت شراب نابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
با اون رنگ موهات دل میبری دسته به دسته
یک شهری همه مست و خرابند دیگه بسه
موهاتو شرابی کردی و نگفتی آخر
چشمای تو خودش قد سه چهار میخونه مسته
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
نگو که شراب نداری خودت شراب نابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
نگو که شراب نداری خودت شراب نابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
رنگ قرمز شراب خیام
که از دلش میبرد غصه ایام
رنگ اون شراب ناب شیراز
که حافظو میبرد به اوج پرواز
رنگ باده ی شبهای سعدی
که مست میکرد اونو تا صبح بعدی
رنگ هر چه خون در رگه تاکی
توی اون موهای قشنگ و پاکه
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
نگو که شراب نداری خودت شراب نابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
با اون رنگ موهات دل میبری دسته به دسته
یک شهری همه مست و خرابند دیگه بسه
موهاتو شرابی کردی و نگفتی آخر
چشمای تو خودش قد سه چهار میخونه مسته
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
نگو که شراب نداری خودت شراب نابی
خوشگل مو شرابی دوست دارم حسابی
تو آسمون عشقم یکی داره پیدا میشه
یواش یواش نگاهش با چشمم آشنا میشه
وقتی میاد کنارم دست و دلم میلرزه
راز دلم تو سینه نگفته حاشا میشه
راز دلم تو سینه نگفته حاشا میشه
ای خدا بازم دلمو دارم میبازم
حس میکنم دوباره عاشقه عاشق هستم
میترسم این عاشقی یه کاری بده به دستم
تو خلوت شبونه نذر و دعا میکنم
خدای آسمون رو یه دم صدا میکنم
نکنه که با نگاهش یه وقت فریبم بده
دلی که به من سپرده دست رقیبم بده
ای خدا بازم دلمو دارم میبازم
حس میکنم دوباره عاشقه عاشق هستم
میترسم این عاشقی یه کاری بده به دستم
خدا گریه ی مسافرو ندید
دل نبست به هیچکس و دل نبرید
آدما برای دوری از دیار
جاده رو برای غربت آفرید
جاده اسم منو فریاد میزنه
میگه امروز روز دل بریدنه
کوله باری که پر از خاطره هاست
روی شونه های مظلوم منه
از تموم آدمای خوب و بد
از تموم قصه های خوب و بد
چی برام مونده به جز یه خاطره
نقش گنگی تو غبار پنجره
جاده آغوششو وا کرده برام
منتظر مونده که من باهاش بیام
قصه تلخ خداحافظی رو
میخونم با اینکه بسته است لبهام
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ی عشق ها و دلبستگی ها
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده فریاد میزنه بیا
پشت سر گذاشتن خاطره ها
همه ی عشق ها و دلبستگی ها
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده فریاد میزنه بیا
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده ي ناكامي در هجر تو پيمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
آن شب جان فرسا من بي تو نياسودم
وه كه شدم پير از غم، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
بودم همه شب ديده به ره تا به سحرگاه
نا گه چو پري خنده زنان آمدي از راه
غم ها به سر آمد، زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
پيش گل ها شاد و شيدا
مي خراميد آن قامت موزونت
فتنه ي دوران، ديده ي تو از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون، مفتون تو بودم
اكنون از دل من، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
باز باز آنکه دلم مشتاقش بود
با مهر آمد و بر مستي افزود
دل دل ، ز آمدنش باشد خرسند
جان جان از نگهش باشد خشنود
چون ، آمد آمد آمد ، آن ماه فريبا
من شادم شادم شادم با مهرش تو دنيا
جان ، گر بزند نازش ، آتش ، بر خرمن من
من ، نکشم تا جان دارم دست از آن دامن
گر مي گدازد يا مي نوازد
من عاشقم وز قهر و نازش خرسندم
با موي او ، پيوسته باشد پيوندم
شمعم ميان اشک و آتش مي خندم
لب از شکايت ها مي بندم
من عاشقم وز قهر و نازش خرسندم
با موي او ، پيوسته باشد پيوندم
شمعم ميان اشک و آتش مي خندم
لب از شکايت ها مي بندم
باز باز آنکه دلم مشتاقش بود
با مهر آمد و بر مستي افزود
دل دل ، ز آمدنش باشد خرسند
جان جان از نگهش باشد خشنود
چون ، آمد آمد آمد ، آن ماه فريبا
من شادم شادم شادم با مهرش تو دنيا
گلنار، گلنار، کجايي که از غمت
ناله ميکند عاشق وفادارداريوش رفيعي
گلنار، گلنار، کجايي که بي تو شد
دل اسير غم ديدهام گهربار
گلنار، گلنار، دمي اولين شب
آشنايي و عشق ما به ياد آر
گلنار، گلنار، در آن شب تو بودي و
عيش و عشرت و آرزوي بسيار
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
بود مرا، در دل شب تار، آرزوي ديدار
تا به کي پريشان؟
تا به کي گرفتار؟
يا مده مرا، وعده وفا، راز خود نگه دار
يا به روي من، خندهها بزن، قلب من بدست آر
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
(لب خود بگشا)2 به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
(نشدي عاشق)2 زکجا داني
چه کشد هر شب دل من گلنار
باد بهاري بر گلشن رونق هستي بخشيده
قطره شبنم بر گلها مي شده مستي بخشيده
خوش بود اکنون مستانه با تو ره صحرا گيرم
مست طرب چون پروانه در بر گلها جا گيرم
تو بسي بهتري ز نرگس و ناز ديده را با رخت به گل چه نياز؟
چون پروانه جان به هوايت در پرواز
آتشين گل شد فتنه انگيز اي گل من! چون فتنه برخيز
شعله آسا رقصد لاله به ساز باد با چمن ها بشنو راز و نياز باد
هر طرف جلوه کنان ياسمني جلوه کن جلوه که خود ياس مني
چو غلغل و شور و نوا به هر چمن گشته به پا
بيا بچينيم گلي از هر چمني
خوابي بود و خيالي، ما را روزِ وصال
رفت از ياد و تَبَه شد، حال آن خواب و خيال
روزي دلکش و خرم بود، فارغ خاطرم از غم بود
بر گل از نم فروردين، لرزان قطره ي شبنم بود
وه زان حُسن و جمال، وه زان حُسن و جمال
جان را نشاط و مستي، از روي تو بود
دل را اميدِ هستي، بر موي تو بود
ريزان ز شاخه سوسن ها، گل ها بر سر ما
لرزان زعشق و بي تابي، هر دم پيکر ما
اي کاش دامانت را از کف نمي دادم
چه شد آن وفا چه شد آن صفا
ز چه از چشمت افتادم
چو گذشته ها به برم بيا، که دهد غم بر بادم
خواهم بار ديگر با تو به صحرا رفتن
غم ها از دل بردن، خوش به تماشا رفتن
اي رفته بيا تا نروم از دست
کين زخمه ي غم پاره دلم بشکست
اي رفته بيا تا نروم از دست
کين زخمه ي غم پاره دلم بشکست
خوابي بود و خيالي، ما را روزِ وصال
رفت از ياد و تَبَه شد، حال آن خواب و خيال
روزي دلکش و خرم بود، فارغ خاطرم از غم بود
بر گل از نم فروردين، لرزان قطره ي شبنم بود
وه زان حُسن و جمال، وه زان حُسن و جمال
کرده مرا مستِ مست، ساقيِ چشمانِ تو
مي زندم راهِ عقل، رعدِ غزل خوانِ تو
بس که به يادِ لبت، بوسه به ساغر زدم
گشته چو گلگون شراب، چهره ز هجران تو
اي همه دنياي من، نشئه ي رؤياي من
کرده مرا بي قرار، موي پريشان تو
ساقيِ چشمان تو
اي همه دنياي من، نشئه ي رؤياي من
کرده مرا بي قرار، موي پريشانِ تو
ساقيِ چشمانِ تو
با تو رها مي شود از غم دل زارم
من به بهشتم چو تو هستي به کنارم
ابر پر از بغضِ بهارم تو شکوفه
خندي چو گريم ز غمت در شبِ تارم
با تو رها مي شود از غم دل زارم
من به بهشتم چو تو هستي به کنارم
ابر پر از بغضِ بهارم تو شکوفه
خندي چو گريم ز غمت در شبِ تارم
کرده مرا مستِ مست، ساقيِ چشمانِ تو
مي زندم راهِ عقل، رعدِ غزل خوانِ تو
بس که به يادِ لبت، بوسه به ساغر زدم
گشته چو گلگون شراب، چهره ز هجران تو
اي همه دنياي من، نشئه ي رؤياي من
کرده مرا بي قرار، موي پريشان تو
ساقيِ چشمان تو
اي همه دنياي من، نشئه ي رؤياي من
کرده مرا بي قرار، موي پريشان تو
ساقيِ چشمان تو
ببين روزگاران چه ها کرده با من
ببين رنجِ دوران چه ها کرده با من
ببين هجرِ ياران چه ها کرده با دل
خزان در بهاران چه ها کرده با من
دلم را شکسته، پرم را گسسته
ره آرزو و، اميدم رو بسته
ره آرزو و، اميدم رو بسته
از اين بي نوايي پريشان و خسته
از اين بهاري غمين و شکسته
کجا رو کنم من، که درهاي عالم
تمامش به روي منِ خسته بسته
چه عمري که بستم بدين آرزو دل
که از ره در آيد بهاري خجسته
همه قسمت من چنين شد به عالم
دل عاشق و چشمِ در خون نشسته
دلم را شکسته، پرم را گسسته
ره آرزو و، اميدم رو بسته
ره آرزو و، اميدم رو بسته
چه شد زندگاني، کجا شد جواني
چه شد نو بهاران، چه شد جمع ياران
چه شد سرفرازي، همه بي نيازي
چرا سهم من اين شد از چرخ دوران
تواني نمانده که راهي بپويم
غروري نمانده که تا چار جويم
نه نور اميدي، نه صبح سپيدي
نه راهي به جايي، نه بر کس پناهي
دلم را شکسته، پرم را گسسته
ره آرزو و، اميدم رو بسته
ره آرزو و، اميدم رو بسته
اي حجمِ ظريف زعفراني
اي سبز نواي آسماني
اي با تو سرود خسرواني
اي مرغکِ خوب من قناري
اي مرغکِ خوب من قناري
اي زرد رداي سبز آواز
بر چشم تو کهکشاني از راز
رازي همه آرزوي پرواز
پرواز به اوجِ ماندگاري
در آن شبِ شومِ بي ترانه
ماندي تو بدونِ آب و دانه
شب با تو چه کرد در زمانه
آه از شب و آن سياه کاري
در دل چو بتِ هوس شکستي
هنگام سفر قفس شکستي
اي ناله ي خوش نفس شکستي
اي در نفس تو عشق جاري
اي در نفس تو عشق جاري
در آينه هاي صبحِ زرتاب
چشمِ تو هميشه بود بيدار
برخيز ز خوابِ مرگ و بردار
سرپوش ز دردِ بي قراري
افسوس که از فريبِ تقدير
سر وقتِ تو دير آمدم دير
اکنون من و اين فضاي دلگير
اکنون من و داغِ شرمساري
در دل چو بت هوس شکستي
هنگام سفر قفس شکستي
اي ناله ي خوش نفس شکستي
اي در نفسِ تو عشق جاري
اي در نفسِ تو عشق جاري
در آينه هاي صبحِ زرتاب
چشمِ تو هميشه بود بيدار
برخيز ز خوابِ مرگ و بردار
سرپوش ز دردِ بي قراري
دل بي تو اگر نشسته در خون
دارد غم تو که چون کند چون
ياد تو مگر به چاره اکنون
اين غم کده را کند بهاري
باز آي و کِرِشمه اي دگر کن
نازم به تو ناز بيشتر کن
من بي تو شبم شبم سحر کن
اي مرغک خوبِ من قناري
اي مرغک خوبِ من قناري
اي حجمِ ظريف زعفراني
اي سبز نواي آسماني
اي با تو سرود خسرواني
اي مرغکِ خوب من قناري
اي مرغکِ خوب من قناري
نمي دانم چه در سر داري اي دل
نشد دست از سرم برداري اي دل
نمي دانم چه در سر داري اي دل
نشد دست از سرم برداري اي دل
منو از من گرفتي در تب و تاب
به سودايي که در سر داري اي دل
منو از من گرفتي در تب و تاب
به سودايي که در سر داري اي دل
به سودايي که در سر داري اي دل
به سودايي که در سر داري اي دل
تو را در چشم باور گم کردم
مرا آيا تو باور داري اي دل؟
تو را در چشم باور گم کردم
مرا آيا تو باور داري اي دل؟
ز خوناب جگر سرپوش بردار
که گلگون مي به ساغر داري اي دل
که گلگون مي به ساغر داري اي دل
مگر يک شب چو ماه نو برآيي
سرم چون حلقه بر در داري اي دل
سرم چون حلقه بر در داري اي دل
سرم چون حلقه بر در داري اي دل
مگر يک شب چو ماه نو برآيي
سرم چون حلقه بر داري اي دل
سرم چون حلقه بر داري اي دل
سرم چون حلقه بر داري اي دل
بهارم در خزانِ عمر افسرد
گلي در باد پرپر داري اي دل
چه مي شد تا دمي زين خواب رنگي
شبي آهسته سر برداري اي دل
شبي آهسته سر برداري اي دل
شبي آهسته سر برداري اي دل
نمي دانم چه در سر داري اي دل
نشد دست از سرم برداري اي دل
نمي دانم چه در سر داري اي دل
نشد دست از سرم برداري اي دل
نمي دانم چه در سر داري اي دل
نشد دست از سرم برداري اي دل
چون گل همراه نسيم
مي لرزد دل به بر
با يادش باد صبا
مي ريزد گل به سرم
چون پروانه عشق گل به سر دارم
صحراها را زير بال و پر دارم
بينم هر شب من به عالمِ رؤيا
آيد سويم آشنايي از صحرا
تو بيا که بي قرار توام
بخدا در انتظار توام
باز آ چراغ دل روشن کن
گرمي بده تو بر جان من
باز آ که از فروغ رويت
روشن شود شبستان من
باز آ که با خيالت آيد
بوي گل از گريبان من
تو بيا که بي قرار توام
بخدا در انتظار توام
اي ياد تو چو نسيم سحر
يکدم بر ما بگذر بگذر
تا عمر ما نرسيده به سر
يکدم بر ما بگذر بگذر
چون پروانه عشق گل به سر دارم
صحراها را زير بال و پر دارم
بينم هر شب من به عالمِ رؤيا
آيد سويم آشنايي از صحرا
تو بيا که بي قرار توام
بخدا در انتظار توام
درد عشق و انتظار
دارم زان شب يادگار
در آن شبِ سر پائيز
آهنگِ سفر مي کردي
از رهگذري محنت خيز
ديدم که گذر مي کردي
درد عشق و انتظار
دارم زان شب يادگار
تو رفتي و دلم غمين شد
قرينِ آهِ آتشين شد
از آن شبي که برنگشتي
جهان چه شادي آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از آن شبي که برنگشتي
لا لا لا لا لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا
در آن شبِ سر پائيز
آهنگِ سفر مي کردي
از آن شبِ سردِ خزان شب ها گذشته
داستان باده و مينا گذشته
روزگاري بر من تنها گذشته
از آن شبِ سردِ خزان شب ها گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
روزگاري بر منِ تنها گذشته
تو رفتي و دلم غمين شد
قرين آه آتشين شد
از آن شبي که بر نگشتي
جهان که شادي آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از ن شبي که برنگشتي
لا لا لا لا لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا
تو رفتي و دلم غمين شد
قرينِ آهِ آتشين شد
از آن شبي که برنگشتي
جهان چه شادي آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از آن شبي که برنگشتي
لا لا لا لا لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا
لا لا لا لا لا
بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت
بعد از تو هم با دل سخنها مي توان گفت
بعد از تو هم اين سوز هجران هرگز نمي آيد به پايان
بي تو هم اين عشق بي فرجام من شايد که پا بر جا بماند يا نماند
بي تو هم درياي بي آرام دل شايد به طوفانم کشاند يا براند
من که رسواي دل هستم کي زغم پروا کنم
مي روم عشق و وفا را بعد از اين رسوا کنم
دل ز دريا مي زنم تا که دل دريا کنم
دل کي شود آزاد از اين باد فرياد از بي داد از اين غم
جز غم چه بود اين عشق رسوا
شد هستي ام بر باد از اين غم
بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت
بعد از تو هم با دل سخن ها مي توان گفت
بعد از تو هم اين سوز هجران
هر گز نمي آيد به پايان
بعد از تو هم اين سوز هجران
هر گز نمي آيد به پايان
من که رسواي دل هستم کي ز غم پروا کنم
مي روم عشق و وفا را بعد از اين رسوا کنم
دل به دريا مي زنم تا که دل دريا کنم
خدايا ببين غرق در اشک و آهم
غريقي نشسته به موج نگاهم
ببين در دل شب نشان از تو جويم
هواي تو دارم سخن با تو گويم
تو اين جان عاشق به من داده اي
دلي چون شقايق به من داده اي
به يادت همه شب دل من خدايا
در اين سينه ي خسته چون ني بنالم
نيستان جانم به بانگ جرس ها
به خون خفته اکنون که تا کي بنالم
خدايا من اين بار سنگين غم را
به عشق تو بر دوش جان مي گذارم
من آن مرغ سرگشته ي شب نوازم
که در باغ هستي نواي تو دارم
تو اين جان عاشق به من داده اي
دلي چون شقايق به من داده اي
سحر خنده کرد و سپيده دميد
مرا رهنمون شد به نور اميد
تو اين جان عاشق به من داده اي
دلي چون شقايق به من داده اي
دانلود جاودانه ترین آهنگ ها: http://www.sattarseda.blogfa.com
تا دو چشم خود را به هم زدم من
عمر من چه طي شد
ابر نو بهاري نديده باران
وقت برفِ دي شد
تا که سرنوشتم نوشته شد
ذات من به غم ها سرشته شد
شوق امروز و هر روز من چرا
رنج ديروز و روز گذشته شد
عمر شيرين چرا فرصتي غير آه و دمي نيست
جز محبّت قبايي برازنده ي آدم نيست
عمر شيرين چرا فرصتي غير آه و دمي نيست
جز محبّت قبايي برازنده ي آدم نيست
اساس زندگي عشقه
به درگاه الهي بندگی عشقه
جهان وامانده و درمانده ی عشقه
خدا خود عشقِه و فرمانده ی عشقه
بساط کهکشان عشقه
سپهر و آسمان عشقه
فلک زايیده و زاينده ی عشقه
که ايزد منبع و تابنده ی عشقه
عمرِ کوتاه ما، عمرِ کوتاه شب
دَم به روي برگه
قصة ی زندگي، قصة برگِ گل
با هجوم تَگرگه
دانلود آهنگ های استاد گلپا:
دوباره نامه هاتو مي خوندم امروز
خوندم و دونه دونه سوزوندم امروز
مثل هر روز توي اون کوچه ي خاکي
ديگه من منتظرت نموندم امروز
گفته بودم يه روزي شايد فراموشت کنم
حالا شايد نمي گم، بايد فراموشت کنم
گفته بودم يه روزي شايد فراموشت کنم
حالا شايد نمي گم، بايد فراموشت کنم
دل ساده ام خاطر خوات نمي شد کاش
ماهي درياي چشمات نمي شد کاش
وقتي که مي گفتي موندن با تو خوبه
دل من عاشق حرفات نمي شد کاش
تو هموني که منو ازم گرفتي
توي کوچه ي ما پيدات نمي شد کاش
گفته بودم يه روزي شايد فراموشت کنم
حالا شايد نمي گم، بايد فراموشت کنم
گفته بودم يه روزي شايد فراموشت کنم
حالا شايد نمي گم، بايد فراموشت کنم
اگه عاشقي بي پروايي مياره
توي اين زمونه تنهايي مياره
همه غصّه هاي عالم نمي تونه
بشه اون غم که خاطر خواهي مياره
حرفامونو همه کوچه ها مي دونن
عشقاي کوچه اي رسوايي مياره
گفته بودم يه روزي شايد فراموشت کنم
حالا شايد نمي گم، بايد فراموشت کنم
گفته بودم يه روزي شايد فراموشت کنم
حالا شايد نمي گم، بايد فراموشت کنم
دوباره نامه هاتو مي خوندم امروز
خوندم و دونه دونه سوزوندم امروز
مثل هر روز توي اون کوچه ي خاکي
ديگه من منتظرت نموندم امروز
دانلود آهنگ های مسعود بختیاری:
http://www.sattarseda.blogfa.com